پارت هشتاد و چهارم :

گاهی با یک کلمه؛دریای درونت طوفان به‌پا می‌کند.موج‌های سهمگین می‌آیند و تو را در خاطرات غرق می‌کنند.گاهی یک تلنگر کافی‌ است تا فرو بریزی!علی‌الخصوص اگر بنای زندگی‌ت را بر روی آوارهای گذشته ساخته‌باشی!گاهی یک حرف برای سقوط‌ت کافی است! و دلارا همان دختری بود که یادگرفته‌بود با بالهای شکسته نیز باید پرواز کرد.افسوس که با تلنگر سرگرد؛باری دیگر در دره‌ی خاطرات سقوط کرد!از چشم‌هایش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    پسره بیشعور هیچ خوشم نیومد اینقدر گریه کردم مامانم بنده خدا فکر میکنه خودم مشکلی دارم نمیدونه از دست بردیای پدرپدرسگ ناراحتم (دور از جون)

    ۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    چرا حالا پسره‌ی بیشعووور؟بچم گناه دارهههه😂🥲

    ۴ هفته پیش
  • ترنم

    0

    امیدوارم با هم آشتی کنن چون خیلی عاشق همن ولی همچنان من زوج امیر و بهار رو دوست دارم

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم😍❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • انسی

    0

    سلام قضیه این آهنگ هایی که همه میگن چقدر با متن همخوانی داره کجاش هست؟ چجوری پخش میشه؟ چرا برای من نداره؟

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم.به آخرین گلوله خوش اومدی❤️ بالای صفحه،کنار آیکون زنگوله،یه دایره هست که داخلش چندتا مستطیل کوچیک داره.کافیه روش کلیک کنی تا موزیک پلی بشه.البته فقط یک سری از پارتا موزیک داره❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مثل پارت ۸۳...یا پارت ۱۰۰.پارتایی که موزیک داشته باشه،کنار زنگوله آیکون دایره برات میاد❤️ گاهی هم به طور خودکار پخش میشه✨️

    ۲ سال پیش
  • masy

    0

    من دیگه نمیتونممممممممممم وایییییییییی خیلی خوشحالم که رمان تموم شده و من باهاش اشنا شدم اگه قبل میبود صدردصد دقع میکردم برا پارت بعدی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    جلو‌تر بری،هیجان‌انگیز تر هم میشه😁❤️

    ۲ سال پیش
  • یلدا

    0

    👍👍👍

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    خیلییییی عالی بود موفق باشی ❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسیی عزیز دلم❤️✨️❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    1

    طفلی بردیا... دلارا یه جوری باهاش حرف زد که انگار این بنده خدا مقصره. من یه لحظه حس کردم نکنه ثامر مامان دلارا رو کشته و بعد دلارا رو اورده مراقبت کرده که وجدانش رو آروم کنه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بردیا اینجوریه که در مقابل همه عصبیه و زود دعوا راه می اندازه ولی پای دلارا که میاد وسط خیلی مظلوم میشه🥺❤️ احتمالی که گفتی ممکنه آزاد جانم.....

    ۳ سال پیش
  • حدی

    1

    فقط میتونم بگم پشمام 3 تا پارت اخر کم کم داشت گریم میگرفت دیگه خیلییی خوب بود تو امتحاناتت موفق باشی💙💙💙💙💙 و اینکه اسپویل جالب نیست پارت هدیه بهتره البته نظر منه💙💙😂🗿

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام من وقتی اسمی رو برای اولین بار بین نظرات میبینم چشمام اینجوری😍قلبی میشه❤️مرسیی بابت آرزوی موفقیتت ❤️❤️و اینکه فعلا پارت هدیه رای بیشتری آورده😁منم خودم این پارتای اخرو به شدت دوست داشتم😢

    ۳ سال پیش
  • نری

    2

    والا من راستشو بخوام بگم تو پارت ۸۲و۸۴ بیشتر احساساتی شدم😁😁

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    علی‌الخصوص پارت۸۲🙈 اون پارت را پارت ناکامی‌ها می‌نامم😂❤️

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    واقعا هم اسمش برازندشه😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂🙈

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    انشالا موفق باشی امتحانت هم ۲۰ بشی 🫠🫠🫠🫠 اونجا که بهار رفته بود مدارک پیدا کنه نگران بودم گیر بیفته

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرس عزیزمم❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    4

    سلام خدا قوت بانو.همه حرفهای بردیا تو این دوتا پارت خیلی احساسی بود.یکی هم نگرانی امیر واسه دخترقناد😍🥰😍🥰

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام مرسی عزیز دلممم❤️❤️کاملا موافقم.بردیا یه‌جوری که با‌تمام مشکلاتش انگار وجودش به آدم ارامش میده🥺در مورد امیرسامم که چندپارته نیست خودم دلم تنگه براش😂❤️

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    2

    یچی دیگه که تو این رمان عجیب بهم چسبید گلم گفتن های امیرسام ،نمیدونم چرا ته دلم قیلی ویلی میرفت وقتی میگفت گلم🤩🤩

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آره فقط به دلارا است که میگه گلم🤩 البته این گل ام هم دلیل خودشو داره که آخر رمان مشخص میشه...

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    1

    موفق باشی عزیزم خیلی عالی بود💕 از اونجایی که فکر کنم تو سوال ها به نتیجه نمیرسیم پارت هدیه گزینه بهتریه 😁

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم مرسی قشنگم❤️🤩 یه‌بار هم من خواستم اسپویل بدم کسی پذیرااا نشد منو😂

    ۳ سال پیش
  • Fatemeh

    3

    نیلوفر جون در طول امتحاناتت موفق باشی عزیزم😘💖🌟🍀🦋🌈 کل رمانت خیلی قشنگه ولی قسمت های معمایی بیشتر❤❤ دلم برای دلارا میسوزه چه گذشته سخت و تلخی داره🥺🥺

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام فاطمه جااانم❤️مرسی عزیزمم🥰 منم خودم قسمت‌های معمایی رو خیلی دوست دارم🤩و اینکه آره دلارا خیلی گذشته سختی داشته😢

    ۳ سال پیش
  • آوا

    2

    عالیییییییییی،خسته نباشی ولی به نظر من کل رمانت عالیه نمیتونم یه قسمت رو انتخاب کنم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی آوا جاااانم❤️پرانرژی بوودنت رو خیلی دوس دارممم🤩🔥

    ۳ سال پیش
  • *......*

    3

    قشنگ بود. منم تو این رمان احساساتی شدم ..چند وقت بود که برای چیزی احساساتی نمی شدم ولی سر پارت های این رمان شدم .اگه اینارو با انرژی تحلیل رفته می نویسی پس پر انرژی باشی چه بلاهایی که سراینا میاری😂😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    حقیقتا با دیدن این نظر چشمام اکلیلی شد و خستگی از تنم در رفت❤️🥰🤩مرسییی💫در مورد انرژی بالا هم باید بگم اون موقع خدا باید بخیییر کنه😂 با آرزو عاقبت بخیری برای کارکتر‌ها و مخاطبین عزیز😂❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️