آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و سی و یک :
خانواده محمدی برای صرف شام دور میز
جمع شدهبودند.جو خانه از سنگین هم سنگینتر بود! محبوبه و بهار با صحبت در مورد اتفاقات روزمره ،سعی کردند سکوت محیط را بشکنند.منتها رابطه بین بردیا و سرهنگ حسابی شکرآب بود.در طول شام،
گره بین ابروهای محمد،برای یکثانیه کوتاه هم باز نشد. چند روز گذشتهبود اما همچنان از دست پسرش شاکی بود!
بردیا نیز دست کمی از او نداشت.
بهار و مادرش ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😔😔😔😔
۸ ماه پیشترنم
0حالا سرهنگ با دلارا مخالفه قضیه بهارسامو بفهمه چی میشه بیچاره سکته میکنه
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا💔🤣
۸ ماه پیشترنم
0بیچاره بردیا..اشکال نداره عزیزم فوقش منو بهار میاییم خواستگاری تنها نباشی..درسته سخته برام ولی خودت کنارش تو آرامشی و دوسش داری💔😭
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلم🥺🥺 این بچه خیییلی مظلومه🥺🥺💔💔💔
۸ ماه پیشالینا
0ممنونم خانمی موفق باشی گلم❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به آخرین گلوله خوش اومدید✨️امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید❤️😍
۲ سال پیشنیل
0یعنی بلایی نبوده سر این چند نفر بیاد . بابا یکم روی خوش این زندگی هم بد نیست بچشن.همش دردسر و درگیری!
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
روم نمیشه بگم ولی هنوز آهیر نیومده😂❤️
۲ سال پیشمریم
3چقدر این شخصیت ها روی مخن هم دلارا هم ثامر هن بردیا
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اولین نفری بودید که گفتید بردیا رو مخه😂❤️🥲
۲ سال پیشافرا
2پس منم دومین نفری میشم که میگم از دلارا و بردیا در حد مرگ متنفرممم 😣😑
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چراا؟😂 عزیزم متاسفانه باید اعلام کنم روند داستان رو همین دو کارکتره🥲❤️
۲ سال پیشسمرا
1چرا ترکیب بردیا و امیر و خراب کردی؟! راستی بردیا و برسام کی قراره ترکیب بشن؟ ناسلامتی برادرن ها !
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزمم بردیا پلیس هست.پلیسی که از اول داستان هدف دستگیری دلاوری رو داشت.حالا به نحوی یه فلش بدستش رسیده.به نظرت چرا نباید این فلش رو تحویل می داد؟❤️😅
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چون این کارکتر از اول همچین نیتی داشته،اگه فلش رو تحویل نمیداد،نهتنها خود کارکتر زیر سوال میرفت.بلکه قلم من نویسنده هم زیر سوال میرفت❤️ بردیا و امیر هیچ نسبتی ندارن که سرگرد بخواد ازش دفاع کنه❤️
۲ سال پیشستی
3و حق ما ک طرفدار بهار امیرسامیم چی میشه حالا نمیشه بهارم بیاد تو روند رمان همش لارا اخه نیلو خودتم میدونی طرفدار های بهار امیرسام خیلی بیشترن
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
علاقهای که به این زوج دارید برام کاملا قابل درکه❤️اما حضور بهار در اینموقعیت صرفا باعثمیشه بردیا متوجه رابطه پنهانی بهارسام بشه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
واگه بردیا بفهمه یه درگیری خیلی بزرگتر بین امیروبردیا رخ میده.داستان درحال حاضر ظرفیت یه درگیری دیگه بین این دوتا کارکتر رو نداره❤️🥲الان نباید نگران دستگیری امیرباشی؟😂اومدی دستگیر شد اصلا نبود..
۲ سال پیشمریم
0بگذریم اگه به گذشته برگردیم دلارا کم مقصر نبوده اونموقع که امیرسام خواست بهار و بفروشه بهار یک اعتراض کوتاه کرد ولی خیلی سریع هم قانع شد و به ثامر چیزی نگفت
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
متاسفانه دلارا به خاطر وابستگی که داره خیلی جاها طرف ثامر و امیر رو گرفته...🥲حتی بردیا هم از این بابت ناراحت شده بود💔
۲ سال پیشتینا
1شما آخر یکی از این چهار شخصیت اصلی رو می کشی❤️😂 سرهنگ خیلی راحت میتونه دلارا رو دستگیر کنه، چون وقتی جرم ثامر و امیرسام مشخص بشه دلارا هم به عنوان هم دست دستگیر میشه، چه از طرف بردیا چه هر *** دیگه ای
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
کیمن؟من فقط واسطهام😂❤️اینا خودشون خودشون رو پرپر میکنن😂 عزیزم در مورد سرهنگ باید بگم تموم اینسالها نتونست ثامروامیر رو دستگیرکنه چون مدرکی علیهشون نداشت.درمورد دلارا هم این موضوع صدق میکنه❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بخوایم به قضیعه بندر هم اشاره کنیم،درسته نقشه بود ولی به نحوی باعث شد بردیا مواد مخدر وچند تااز دختر ها رو پیداکنه.برای همین هیچ مدرکی علیهش وجود نداره🥲❤️
۲ سال پیشتینا
1چون نسبت به امیرسام و ثامر هم همین حس و دارم😂، به هر حال کم جنایت نکردن و دلارا هم چه مستقیم و چه غیر مستقیم حضور داشته، وقتی اونا مجازات میشن اونم باید بشه، عوضش بردیا و بهار و سرهنگ و دوست دارم❤️😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عههه😂😂من فکر کردم طرفدار امیرسامی . چون از بابت فلش ناراحتید،میگید دلارا هم باید دستگیر بشه😂❤️بیا از موضع دلارا کوتاه بیا😂 بردیا نمیتونه همچین کاری کنه🥺
۲ سال پیشتینا
1نه خیلی هم خوشحال شدم فلش رو تحویل داده😂❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️😂
۲ سال پیشسحر
0ولی من هنوز امیرسام و بخاطر مرگ ارسلان نبخشیدم این رمان بیش از حد پیچیده است خدا خودش بینشون داوری کنه فکر کنم قضیه از دور نویسنده خارج شده پس کی برسام میاد تو پارت؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نه عزیزم.داستان از دورش خارج نشده❤️همهچیز طبق پیرنگ باید جلو بره.منتها برسام کارکتر اصلی نیست و طبیعی حضور کمی داشته باشه❤️البته به زودی میاد😍
۲ سال پیشKimia
0بعد مدت هاااا این دوتا اومدن خب امیریام عزیزم حرف میزنیم اسلحه چیه بابا بیا بریم رستوران اصلا مهمون من بریم اونجا حرف بزنیم خشونت لازم نیست برادر🤣 عالی بود عزیزم خسته نباشی💗
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیریاممم چه ترکیب قشنگی گفتی😍😍😍من خودم خیلی فکر کردم منتها هیچکدوم از ترکیبها به دلم نمیشست.عمیقا کنجکاو بودم بدونم بقیه چطور از این ترکیبها میسازن😂❤️
۲ سال پیشKimia
0قربون شما💗🤣 همینجوری الکی الکی به ذهنم اومد گفتم بزار بگمش😂✨
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂❤️🫂
۲ سال پیش♧◇♡♤
0من که میدونم آخرش امیرک بردی رو نیست و نابود میکنه 💀 برادرم به خودت به دلارا و از همه مهم تر به ما رحم کن و جون بردی رو ببخش. من قلبم ضعیفه طاقت ندارم اینطور ببینم شمارو
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
الهی🥺❤️ قلبش قوووووی باش❤️🥺
۲ سال پیشفرهود
0فکر کنم سرهنگ وقتی امیربیادخواستگاری کلا سکته کنه.به نظرم امیر یکم سر اسلحه رو بگیره پایین هم تیر بخوره هم نمیره.بمیره امیر کیو اذیت کنه.بخواد بره رو مخ برسام یه تیر میزنه تو خشتکش کلا فسقلک کنسل میشه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
تصور اینکه امیر با کت وشلوار بره بشینه جلو سرهنگ و محبوبه خواستگاری کنه،خیلی خنده داره😂😂
۲ سال پیشفاطمه
0هیچکس بردیا و عشقش را درک نکرد حتی با این غم که دلارا در وضعیت بدی قرار گرفته و اما بهار در بی خبری امیرسام و شوک از اینکه امیرسام شاید تهت تعقیب پلیس هست امیر سام در شکار بردیا و دلارا نگاران پسرا😥
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂😂😂 الان که دقت کردم،میبینم چه اوضاعیه...!😂😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0هعییییی این دو تا جنگ و دعوا کنن من ناراحت میشم آخه کنار هم خیلی خوبن☹️