پارت صد و بیست و نهم :

گاهی وقت‌ها،روزهایی در زندگی پیش می‌آید که دلت میخواهد در برابر بار مشکلات کمر خم کنی.
دلت می‌خواهد از عالم و آدم فاصله بگیری تا در کنجِ دلت، به حالِ زارت گریه کنی.
بعضی روز‌ها، دلت میخواهد از همه چیز و همه کس دست بکشی تا روحِ زخمی و خسته‌ات را به آغوش بکشی.
گاهی وقت‌ها، دیگر نمی‌توانی تکیه‌گاه کسی باشی چرا که خودت هم در حال فروریختنی!
با تمامی این تفاسیر، ممکن است لحظ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    نیلوفر جون پارت عالی بوددد و خیلی هم غمگین بود و آهنگش هم که محشر انگاری خود بردیا اونو خونده بود

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی💋❤️😍 مرسیییی از حضور فعالت

    ۷ ماه پیش
  • ترنم

    0

    تا حالا دیدی ی آدم بدون قلبش جایی بره؟ من بدون تو کجا میتونم برم؟ خیلی دیالوگ قشنگ و به یاد موندنی هس😍

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربون توووو❤️💋❤️

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فقط از بردیا همچین حرف قشنگی برمیاد😭❤️😍🥺

    ۷ ماه پیش
  • معظمه

    1

    امیر کجاس دلم برا خودش و تکه پرونیاش تنگ شده😢

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیر هم میاد ولی پارتا درامه...🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    اولین پارتی بود که گریه کردم باهاش 😢دیالوگِ بردیا خیلی قشنگ بود اهنگ هم تاثیر خودشو گذاشت همه چی باعث شد یه پارت زیبا خلق بشه واقعا دیگه بردیاکشش نداره نکن باهاش همچین کاری نیلو جان 😂 دمت گرم ❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلمم❤️😍 کدوم دیالوگش؟؟ به بردیا از جانب من بگو کشش داشته باشه چون هنوز غول مرحله آخر مونده😂

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    1

    همه دیالوگاش خیلی خوب بود 🥲 طفلی بردیا پس از دستت باید بکشه همینجوری نیلو جان😂❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله متاسفانه❤️🤣

    ۲ سال پیش
  • نفیسه

    0

    بیچاره دلارا فکر کنم اهیر میگیره

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    طفلی خیلی ترسیده...💔

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    1

    خوب بود ولی غمگین

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • فرزانه

    0

    سلام نیلوفر جون چرا پارت نذاشتی؟؟؟ راستی پارت ها رو کوتاه کردی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم.جمعه پارت نداشتیم❤️

    ۲ سال پیش
  • zeinab

    0

    قلمت عالیییییه❤❤❤🌹لطفا پارت جدید بزار 😍

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دل❤️❤️ یکم تاخیر داشتیم امشب...ولی الان گذاشتم😅

    ۲ سال پیش
  • sara

    0

    بقیه اش هم بگم این رمان این جوری بود که باید عاشق پلیس داستان میشدی ولی اینجا هم بردیا هم امیرسام عالی بودن تو اون شرایط کل کل های این دوتا خدا بود ممنون بابت این رمانت نیلوفرجان

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم بابت نگاه قشنگت😍❤️ ترکیب امیر و بردیا به شدت ترکیب دوست داشتنی هست... حیف من شیطنت کردم🤣

    ۲ سال پیش
  • sara

    0

    من خواستم اول کل رمان رو بوخونم بعد نظر بدم اول اینکه دستت که باید طلا بگیرم با این رمان بی صبرانه منتظر پارت های بعدی هستم واینم بگم اول یکمی پیچیده بود ولی بعد کاملا خوش به دل نشست

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام ممنونم عزیز دل❤️لطف داری😍 خوشحالم که رمان به دلت خوش نشسته✨️❤️

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    عالی بود❤❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نوش نگاه قشنگت❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • Nahan

    0

    نیلوفر خوشگله پارت جدید و بذار که جون به لب شدیم🙂🌻

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قرار دادم عزیزم❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • نگار

    0

    وااای خدا بعد از یک هفته اومدم رمان رو بخونم با این همه پارت قشنگ و صد البته غمگین روبه رو شدم🥲نیلوفر جان واقعا خسته نباشی خیلی خوبی شما🌹🌹 خیلی ناراحتم کم مونده رمان تموم شده💔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش برگشتی نگار جانم❤️ جای خالی ت احساس می شد🥺🫂عزیز دلمی❤️مرسییی بابت لطف و محبتت😍منم بعد رمان حسابی دلتنگتون میشم...🥺

    ۲ سال پیش
  • Kimia

    0

    جونم احساساتتتتت بهبههه حال کردم حالا باز خوبه این پارت میتونستم خونسردیمو حفظ کنم اگه اهیر بیاد که هیچی عالی بود عزیزم فقط اگه تونستی اومدین اهیرو به تاخیر بنداز باهاش کنار بیایم😂 از رزو برسامم بزار

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    متاسفانه اومدن آهیر از رگ گردن نزدیک تره😂❤️

    ۲ سال پیش
  • Kimia

    0

    اوه اوه خطریه اوضاع😂💗

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در مورد برسام و رز هم فعلا تا یه مدت پارت نداریم ازشون🥲 البته برسام قراره به زودی خودش رو نشون ثامر بده😍

    ۲ سال پیش
  • Kimia

    0

    اقااا اقاااا با احساسات ما بازی نکن گناه داریم😂✨

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲❤️🫂

    ۲ سال پیش
  • fate

    0

    او مای هارتتتتتتتک

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🫂❤️✨️

    ۲ سال پیش
کپی شد!