پارت صد و بیست و چهارم :

سیگار را از درون پاکت بیرون کشید و میان لب‌هایش گذاشت.پنجمین نخش بود؟ یا ششمی؟ حتی آمارش هم نداشت!
چند باری فندکش را فشرد. انگار گاز فندک هم به اتمام رسیده‌بود! درست مانند روز‌های خوشِ او! شانسش را مجدد امتحان کرد.
این‌بار شعله کوچک آتش، جان‌سوزانه به جان سیگار افتاد.فندک را به داخل داشبورد پرت‌کرد.پکی به سیگارش زد و از پشت پنچره، به عمارت ولی‌زاده خیره شد.
از سرهنگ محمدی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    بردیا عزیزم💔😭انقد براش ناراحتم که حد نداره..نمیدونم چی بگممم..بالاخره شلغشه دیگ چاره ای نداره

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا مجبور بود💔

    ۷ ماه پیش
  • ترنم

    0

    خیلی نگران واکنش بهارم مخصوصا که بدونه کار بردیاس☹️

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    طفلی💔

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    با اینکه خوندم تو قسمتای قبلتر ولی یادم رفته نسبت خاج با دلارا چیه و چجوری با رز خواهر میشن..🥴🥴🥴

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    الان نیلوفر خودشو دار میزنه با این سوال 😅😅و من در جواب به تقلید از نیلو میگم در گذشته مشخص شده😅😅خاج بابای دلی و رز هست مامانشون فرق داره

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم❤️ منو خوب شناختی واقعا😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    مرسیییییی

    ۲ سال پیش
  • سایه

    0

    سر پارت قبل بهش فحش دادم ولی نمیدونم چرا الان دلم براش میسوزه پسره ی احمق🥲🤧 دلم میخواد واکنش بهار رو ببینم وقتی میفهمه بردیا چیکار کرده😂😂 ولی خوشحالم که امیر دستگیر نشده و حتی میتونه فرار کنه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    واکنش بهار بسیار بسیار خطریه😂 اول باید فک کنه ببینه چطور حقیقت رو به بردیا بگه😂❤️ بعد شاکی بشه ازش

    ۲ سال پیش
  • *.....*

    0

    دلارا چرا زدیش آخه..این پسر داره از زمین و زمان و نویسنده میخوره دیگه سیلی تو این وسط پارازیت بود 😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    از نویسنده هم؟؟ تکذیب میکنممم😂 من مثل یه گل لطیف با بردیا رفتار میکنم❤️😂 این بلاها جبر روزگاره نه کار من

    ۲ سال پیش
  • *.....*

    0

    کاملا حق با شماست 😁

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️🫂😁

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    با این که تا حالا پارتی مربوط به آهیر نداشتیم ولی با توجه به اینکه چقدر دلارا رو اذیت میکنه🤧🥺🤥به شدت ازش بدم میاد 😡😤و دوست دارم سر به تنش نباشه👿احساس میکنم آهیر مشکلات روانی داره😞

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به نظر منم مشکل روانی داره.... چه بسا بدتر...🥲

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    0

    خیلی قشنگ و غمگین بود🥺

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم🥲❤️

    ۲ سال پیش
  • نفیسه

    0

    گلوله اخر متعلق به امیر هست

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یعنی ممکنه؟🧐

    ۲ سال پیش
  • نگار

    0

    وااای خدایا جیگرم داره برای دلارا کباب میشه💔😭

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    الهی🥺❤️ غصه نخووور🫂

    ۲ سال پیش
  • هلنا

    0

    همشون تنها شدن ولی تنها نیستن میدونی؟ خوشبحالشون💔💔💔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    الهی🥺‌چرااا ناراحتی؟🫂❤️

    ۲ سال پیش
  • سارای

    0

    نیلوفر گفتی مگه اینکه سرو کله ای خاله اش پیدابشه؟ خاله اش کی میشه من نفهمیدم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خدمت‌کار خونه‌ی ثامر،خاله سپهر بود. منظورش اون بود

    ۲ سال پیش
  • سارای

    0

    اهان یادم اومد👍👍

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    حقشه دلارا باید بیشتر میزدش😡 هی هر بار اینا یکم آرامش پیدا می کنن یه اتفاقی می افته 😭😭

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    رفتی طرف عروس؟🤭😂 قبلا طرف بردیا بودی که😂❤️

    ۲ سال پیش
  • ستی

    1

    واکنش دلارا رو نسبت ب دستگیری دیدیم حالا منتظر بهاریم😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بهار سخت میتونه واکنش نشون بده چون بردیا از رابطه بین بهار و امیر خبر نداره🥲🤦🏻‍♀️

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    3

    آخ که بردی جونم چه گرفتاری شدی تو هر طرف رو بگیری یه طرف دیگه میفته.چقدر تو مظلومی 🥲🥲

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    میبینی چه‌قدر مظلومه؟🥲 ازش توقع دارن حواسش به همه باشه ولی هیچکی حواسش به بردیا نیست..

    ۲ سال پیش
  • سمرا

    0

    اولین نظر و گذاشتم 😍 با توجه به اینکه این مدت نبودم کلی میگم همه ی پارتهاتون عالی بود 🙃

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله.کاملا حواسم بود که نبودی🥲 خوش برگشتی عزیزم❤️❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!