آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و بیست و سوم :
گاهی وقتها سیری از اتفاقات غیرمنتظره روانه زندگیات میشود!
اتفاقاتی که هیچ وقت از گوشه ذهنت خطور نکرده!
گاهی وقتها طوفان وارد زندگیت میشود.
میآید و گرد و غبار روی خاطرات مدفون شده را کنار میزند.
آن وقت تو میمانی و هجوم وحشتناک خاطرات!
خاطراتی که برای فراموش کردنشان،بارهابارها آرزو کردی تا دچار زوال عقل بشوی!
گاهی وقتها تا مدتها در دره زندگی ما
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥺🥺🥺
۷ ماه پیشترنم
0اوه عجب اسمی اهیر!!نمیدونم فک میکنم اهیر از همشون روانی تر و خشن تره و به این فک میکنم در آینده نکنه بردیا رو از لیست کراشا حذف کنم و اهیر جاش باشه😂😂
۷ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نه خدا نکنه😂😂😂
۷ ماه پیشترنم
0چرا گل سرخ رو دید اینجوری شد؟ احتمالا گفتی ها نیلوفر جون ولی یادم رفته..
۷ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
جلوتر متوجه میشی گلم❤️
۷ ماه پیشSetareh
0دوروزه بکوب دارم میخونم😂💗 امیدوارم که حدسم درست نباشه🥲💔
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداقوت عزیزدلم😍❤️
۲ سال پیشarezoo
0عالی بود
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت😍❤️
۲ سال پیشمریم
0رمانش خیلی جذب کننده و جذاب است ولی نمی دونم چرا دلم برای سپهر و یاسین می سوزه😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم.خوشحالم که جذبش شدید❤️ سپهر سرگذشت تلخی داشت و یاسین هم کارکتر جالبی داشت🥺
۲ سال پیشمریم
0آره سپهر سر جریان قتل پدرش بیماری دوقطبی دست و پنجه نرم ، شخصیت یاسین آره جالب و شجاع بود یکم زود مرد
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا👌🏻❤️
۲ سال پیش♧◇♡♤
0از اونجایی که امیرک یک امیره پس فکر نکنم اون پیشنهاد ازدواج بده و برسام نیازی به ازدواج نداره پس صد در صد بردی پیشنهاد ازدواج میده 😍😍
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عاشق استدلالت شدم😂❤️ برسام که نیاز نداره... امیر هم که امیره😂😂 فقط بردیاست که صالحه
۲ سال پیشمریم
0کنجکاوم بدونم جلد دومش چطوریه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چه عالی😍❤️ممنونم✨️
۲ سال پیشحدیث
0چرا حس میکنم بهار باید بین امیرسام و بردیا یکی و انتخاب کنههههه😂😂💔
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
یعنی ممکنه؟🤭 حدیث جان ممنون میشم کنار اسمت یه علامت بذاری تا بشناسمت.چون فکر میکنم دو تا حدیث داریم❤️
۲ سال پیشKimia
0عهههه اقا من قلبم ضعیفه ازین کارا با ما نکننن گناه داریم بابا مراعات کن😭🤣عالی بود عزیزم میدونم بزودی قراره چیزای پشم ریزونی بخونیم پس سعیمو میکنم خونسردی خودمو حفظ کنم و از انتظار پارت بعد نمیرم🤣
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
آفرییییین بهتو😍👌🏻😂 من دقیقا حفظ خونسردی میخوام از الان خیلی زوده قلبهاتون ضعیف بشه...🥲 تو رو به عنوان ستاد روحیهدهی به سایر مخاطبین برمیگزینم😂❤️
۲ سال پیشKimia
0چاکر شما دارین مارو شرمنده میکنیم از لطفتون بزارین بهشون انگیزه بدم اهم اهم بچه های عزیزم خونسردی خودتونو خفظ کنین نیلوفر جون خودشون مراعات حالمونو میکنه مگه نه؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نه عزیزم.باید میگفتی درسته نیلوفر مراعات حال مارو نمیکنه ولی بیاین ما خونسرد باشیم😂❤️
۲ سال پیشKimia
0دارم امید میدم بهشون خونسرد باشن توهم الکی الکی تایید کن خونسردیشونو از دست ندن🤣
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
حله😂 نقشه ت رو دوست داشتم😂❤️#ستاد_روحیه دهی
۲ سال پیشKimia
0مخلصیم🤣💚
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️🫂
۲ سال پیشنیلدا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نیلدا تازگیا با من نامهربوووون شدی🥺💔 عزیزم اسپویل آخر که جزء خلاصه رمان هم هست.در مورد زوج ها هم مشخص نیست....🥺🥺
۲ سال پیشنیلدا
0راستش نیلدا یه اسم مستعاره😅چون مشابه اسم خودم توی نظرات بود برای اینکه اشتباه نشه اسم شخصیت داستانی رو که می نوشتم روی کامنتم گذاشتم چون به اون شخصیت خیلی احساس *** میکردم، انگار خودمو می نوشتم.
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ای جانم.موفق باشی عزیزم❤️ من این نزد ییکی رو با کارکتر بردیا دارم.برای همین هم هست که روش به شدت حساسم😂😂
۲ سال پیش♧◇♡♤
0یه کوچولو🤏 دلم برای دلارا سوخت 😒 احساس میکنم آهیر قراره از همشون خفن تر باشه و البته قاتل تر 😍 پس امیرسامو به بهار می بخشیم و آهیرو میگیریم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
آهیر؟ جدیییی میفرمایید؟؟😂❤️ باید بگم آهیر از همهشون قراره باهوشتر رفتار کنه.تا الان هم واقعا با نقشه خوبی جلو اومده.منتها شکست خورد😂😂
۲ سال پیشفرهود
0میگما نکنه یه روانی مثل خاج یا اهیر تهش بردیا رو مجبور کنن از بین دو تا از عزیزان یکی رو با گلوله بزنه یکی رو نجات بده ..برسام و دلارا نباشن.
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
میگما بهنظرت من بیشتر از این اسپویل میدم؟😂😂 متاسفانه باید صبر کرد....
۲ سال پیشفرهود
0بعد تو اطلاعیه یه حرفی بود که تو زندان درگیری رخ میده ..منظورش اهیره یا ....امیرسام؟ اون شلیک بین زوج برتر رمان هم برای دستگیری امیره؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
درگیری بین آهیر و یک کارکتر دیگه است... در مورد تیراندازی هم یه جورایی نزدیک شدی. زوج برتر رمان رو پرپر کردم😂
۲ سال پیشهانیه
0آخی میشه گفت دلم برای دلارا سوخت😕
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🤣❤️
۲ سال پیشنفیسه
0عالی بود
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر😍 مرسی از همراهیت❤️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0دلم برا اولین بار برا دلارا سوخت💔بردیا کجایی ببینی دخترمون چه حالی شد