پارت صد و بیست و دوم :

فندک را زیر سیگار گرفت و پک محکمی زد.
از لابه‌لای دود‌، به موج‌های کوتاه و بلند دریا نگریست.
موج‌هایی که به ساحل می‌آمدند و بعد، به دریا، خانه ابدی‌شان بر می‌گشتند‌.
کمی فکر کرد و دید؛ زندگی‌اش دست کمی از
آن موج‌ها ندارد‌.تا پا به ساحل خوشبختی می‌گذاشت؛ دریای مشکلات او را سمت خود می‌کشید.
شب گذشته، پس از آنکه از جنگل برگشتند،برای صرف شام به یکی از رستوران‌های

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    حالا دلارا هیچ بردیا که نمیدونه علاقه بهار به امیرو..نمیدومه بهار چه حالی میشه💔

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥺🥺👌🏻👌🏻

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    با این کار بردیا همه زوج ها مدتی از هم دور میمونن

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    متاسفانه💔

    ۸ ماه پیش
  • Roghayyeh

    1

    بیچاره بردیا مجبور شد چه تصمیم سختی بگیره این دفعه به دست آوردن دل دلارا خیلی سخته

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    این دفعه دلارا به خاطر شرایطش زود کنار میاد🥲

    ۲ سال پیش
  • سایه

    1

    قبوله خفش میکنم دلیلی نمیشه بخاطر برسام امیر سام رو بفروشم😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    وفادار خوبی هستی😂❤️

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    0

    وای چه هیجانی شد😎

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    واکنشت کاملا متفاوت و جالب بود❤️😁

    ۲ سال پیش
  • سایه

    0

    بخدا بدترین الفاظ رکیک هم در مقابل اون کم میارن آخه این چه کاریه؟ اون امیر بدبخت بخاطر ی عذای این سر حسین داشت دیوونه میشد بعد اینو نگاااا واقعا دلم میخواد میتونستم با دستای خودم این بشر رو خفه کنم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نمیشه گفت چون امیر سر حسین هواشو داشت بردیا هم بیخیال بشه...حالا میخوای خفش کنی خفش کنی با امیر تو یه بند میوفتید😂😂ولی اونجا برسام نیست.بین‌شون یکی رو انتخاب کن😂

    ۲ سال پیش
  • نری

    0

    نیلوفر جان میشه بگی از کجا میتونیم برسام رو پیدا کنیم من برم همونجا؟😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    برسام حتی از دسترس منم خارجه😂 پسره بی‌تربیت نه تنها برای ثامر ناز داره برای منم ناز داره😂 باید بگم رز گوشش رو بپیچونه

    ۲ سال پیش
  • *.....*

    4

    نمی دونم چرا ناراحت نشدم و بیشتر خوشم اومد🥴واقعا از شهید شدن ارسلان و حسین به شدت ناراحت شدم و الان که تجدید خاطره کرد دیگه دلم برای امیر نسوخت..به نظرم کار درست رو انجام داد ولی خودش نجاتش میده🙃

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    الهی عزیزم🥺❤️ بردیا با تحویل دادن فلش فقط زندگی امیر نه،بلکه زندگی خودش هم بهم ریخت....💔

    ۲ سال پیش
  • آبان

    0

    فلش خالیه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یعنی ممکنه؟🧐

    ۲ سال پیش
  • ستی

    0

    وای بردیااااا ینی زوجمون ب فنا بدی ب فنات میدیم😂امیرسام بهارم چی میشن😢

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    می خوام جمله سابقم رو بگم در آینده مشخص میشه😂❤️

    ۲ سال پیش
  • fate

    0

    چیییییییی نهههعععع چرااااااااااااا

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دیگه اتفاقی که افتاده...💔

    ۲ سال پیش
  • fate

    0

    هارتم را بروکن ساختی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    الهی🥺 نبینم هارتت بروکن بشه🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • آوا

    0

    نه بابا درست نوشتم منظورم اینکه میفهمم دلارا وقتی بفهمه چقدر ناراحت میشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اخه گفتی من پسر نیستم ولی دلارا رو درک میکنم😂

    ۲ سال پیش
  • ♧◇♡♤

    0

    وقتشه من بردیا رو بکشم یا زوده ؟آخه چیکار امیرک داشتی😐 ولی نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه امیرک فیلمو از توی فلش پاک کرده

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    متاسفانه باید بگم بردیا ازش دو نسخه کپی کرده بود😂🤭

    ۲ سال پیش
  • نری

    2

    خسته نباشی نیلو جونم عالیییییی بود🧡🧡خب به نظرم بردیا کار درست رو انجام داد با اینکه راضی به دستگیری امیر نیستم ولی به نظرم امیر حقشه که یه ذره تو زندان آب خنک بخوره.ولی دلم برای بهار و امیر میسوزه😥

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزدلم❤️❤️ منم دلم نمیاد ولی به قول شما یک ذره باید آب خنک بخوره🥺

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    4

    من احساس میکنم بردیا واسه آزادی امیرک بعدا یه کاری میکنه الان چاره ای جز این نبود. فکر کن داداشو زنداداششو چیکار کنه که اوناهم تو کشتن ید طولایی دارن😅🤣

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    باید بگم برسام قراره مطیع‌تر از امیرسام باشه😂 چون عمیقا به توجه خانواده‌اش نیاز داره💔

    ۲ سال پیش
  • فرهود

    3

    ارزو به دل موندم یه بار فقط یه بار بردیا دلش برای خود امیرسام بسوزه نه دلارا🫤😂پلیسا وقتی با یه مجرم سر تخفیف مجازاتش معامله میکنن واقعا پای حرفشون وایمیسن.کار بردیا درست نبود اون رسماً سواستفاده کرد

    ۲ سال پیش
  • فرهود

    0

    اگه میخواست امیر رو دستگیر کنه باید همون اول فلشو تحویل میداد.اقای خودخواه برای پیدا کردن برادرش این کارو کرد.اون جایی که گفت دستای کسی که دوسش داریم و میشناسیم باورت میشه فکر کردم امیر سامه؟!😂😶 🌫️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به خاطر برسام نبود که.معامله شون سر پیدا کردن قاتل جاوید بود که نتونستن پیدا کنن.سر برسام با ثامر معامله کرد

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دیگه خیلی رمانتیک فکر کردی😂 البته بردیا و امیر یه سکانس طنز هم تو ساحل داشتن که حذف شد...💔

    ۲ سال پیش
  • فرهود

    0

    عه عه میگم چرا امیر رفت بقل بردیا نشست یهو کات خورد..نه توروخدا چراااا آخه...خوب بود که

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قرار بود فوتبال بازی کنن ولی گفتم الان میگید ببین باهاش فوتبال هم بازی کرده بعد رفته لوش داده😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اتفاقا دلم برات کباب شد😂 امیر و بردیا کنار هم ترکیب خوبین اما منطقی نگاه کنیم هیچ دلیلی نداره که بخواد دلش بسوزه...💔

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    2

    انفجار شروع شد ولی هر چیزی همه که بشه از مرگ اون همه آدم نمیشه گذشت

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا💔

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️