پارت چهل و چهارم :

صدایم ناخواسته بالا رفته بود.
-این چه کاریه عمه خانوم؟ متوجهید خان بابا دیگه سالگرد تاسیس موسسه رو جشن نمیگرفت؟ چون اون شب...
میان حرفم پرید و رو به بانو گفت:
-دسر و فقط از خروس قندی سفارش بدید تاکید کنید کیفتش...
حس میکردم کم مانده سکته کنم.
با خشم مقابلش قرار گرفتم و فریاد زدم.
-شب تولد اون....
ناگهان صدایش را بالا برد و خیره به چشمان خشمگینم فریاد زد
-شب تولد بو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    7

    خیلی گنگ نیست رمانتون خانم نویسنده؟

    ۵ ماه پیش
  • Ray

    1

    الهی بمیرم برای خزان دخترم داره شکنجه میشه

    ۶ ماه پیش
  • Rez

    5

    قلبم درد میکنه سرم درد میکنه چشام درد میکنه. یعنی این خزان چجور میخواد خوشبخت بشه؟ ولی راحیل خوشم اومد پشت خزان بیرون اومد

    ۷ ماه پیش
  • بهار

    0

    قوریونت بشم من اخه راحیل جونم

    ۸ ماه پیش
  • سارا

    2

    واییی راحیل قشنگ و دوست داشتنی ممنونم از زحماتت مرحان خدا قوت یاعلی ❤️

    ۱ سال پیش
  • سودابه

    30

    چه خوب شد که به راحیل همه چیز را گفت حداقل یکی متوجه اش است

    ۱ سال پیش
  • Donya

    20

    ولی حداقلش این راحیل یکم ادم شد

    ۱ سال پیش
  • دینا

    13

    خزان بزن بترکونه لطفا

    ۱ سال پیش
  • الهام

    10

    میکائیل فقد بچزون 😐💔

    ۱ سال پیش
  • فرانک

    16

    حس میکنم بعد خوندن این رمان قراره افسرده بشم..این چه غمیه آخه که با خوندن این پارتا گریه ام گرفته..

    ۲ سال پیش
  • کوثر

    4

    خزان دختر قشنگم بمیرم برای دلت

    ۲ سال پیش
  • sahel

    0

    خیلی غم انگیزه

    ۲ سال پیش
  • sahel

    0

    خیلی غم انگیزه

    ۲ سال پیش
  • آیرین

    15

    خزان: منه جنون دست دا 🤣

    ۲ سال پیش
  • مبینا

    0

    خزان قشنگمم 😭😭

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️