آلام به قلم ریحانه عابدی (یسنا)
پارت هفتاد و یک :
"یک ماه بعد"
تیام
مضطر و نگران رو به روی دکتر نشسته بودم. در حالیکه صدای فین فینی که از سمت راستم می آمد آشفته ام کرده بود. کافی بود کمی دیگر به زر زر کردنش ادامه دهد تا از اتاق بیرونش کنم. لب گزیدم و نگاهی به دکتر انداختم.
- هیچ راهی نیست؟ هر کاری لازم باشه انجام میدم. حتی اگر لازم باشه ببرمش خارج از کشور
- آقای دکتر شما چرا؟ ما تمام درمان های لازم رو انجام دادیم. صلاح نیست الان
لطفا صبر کنید...

حنانه
0چه شیرتو شیریه