آلام به قلم ریحانه عابدی (یسنا)
پارت هفتاد :
(آلاء)
- خسته نباشید خانم دکتر. امروز خیلی خسته شدید.
دستی روی پیشانی عرق کرده ام کشیدم و خستگی از همه ی تنم بیرون میزد:
- ممنون عزیزم. امروز روز سختی بود.
کارتابل را برداشتم و وضعیت مادر را ثبت کردم. چقدر سخت زایمان کرد. هزار بار مرا به خدا رساند تا شد. شوهرش پدر مرا درآورده بود بسکه داد و قال راه انداخته بود و اعصاب برایم نگذاشته بود.
چندین بار حراست را به بخش زایمان کشاند
لطفا صبر کنید...
