آلام به قلم ریحانه عابدی (یسنا)
پارت شصت و هفتم :
(راوی)
دیدن آن صحنه ی عاشقانه از لای دری چفت نشده، کافی بود تا بغضی به وسعت ابدیت بر گلویش چنگ بزند. حقش بود اگر تا آخر عمر حسرت روی حسرت دلش بنشیند. خودش کرده بود. هرچه بر سرش می آمد از بی لیاقتی و زیادی خواهی خودش بود. خوب میدانست اگر جایی در خانهی پدری ندارد از آبروی نداشته اش است. میدانست اگر فرخ تنهایش گذاشت از آتش عشق بینشان بود که قبل از خاموش شدن به جان زندگی اش با تیام افتاد و
لطفا صبر کنید...

مریم گلی
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
حالا واقعا تیام هاله رو طلاق نداده و هنوز زنش محسوب میشه اگه این طوره س ازدواجش با فرخ چی میگه ،ممنونم نویسنده جان