پارت چهل و هفتم :

(آلاء)
تیام راست میگفت که برای رفیقش سنگ تمام میگذارد. عروس برونی که بر خلاف تمام عروس برون‌ها اول مراسم انجام شد و آن هم توسط چند نفر از دوستان تیام که کل خیابان را روی سرشان گذاشته بودند. شاید بیشتر از یک ساعت مرا گرداند. دور علیرضا تاب خورد. ویراژ داد. با خواننده خواند و صدای فریاد شادی مریم همان چیزی بود که دنبالش بود.حتی قبل از ورودشان به خانه آتش‌بازی بی‌نظیری راه انداخت و صدای Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️