آلام به قلم ریحانه عابدی (یسنا)
پارت سی و سوم :
(آلاء)
در حال معاینهی یکی مراجعهکنندهها بودم که صدای فریادی از بیرون اتاق توجهم را جلب کرد. لابهلای فریادهایی که به گوشم میرسید بارها اسمم را شنیدم و کنجکاو سری به بیرون اتاق زدم.
- یعنی چی؟ زن من مریض ایشونه. خودشون باید معاینه کنن.
- اقای محترم چرا متوجه نیستید. دیر اومدید و مریضای دکتر یاوری بسته شدن. الان همهی اینا که نشستن مریضای ایشونن. برید پیش بقیهی پزشکا سرش
لطفا صبر کنید...
