پارت سی و چهارم :

(راوی)
با آنکه میدانست تنها کسی که می‌تواند در راه اندازی مطب پدرش کمک حالش باشد تیام است، اما به خاطر دخالت‌های بیجا و تحمیل بی حدوحصر نظراتش، بیخیال همراهیش شد.ازکس دیگری هم نمیتوانست توقعی داشته باشد. تیام تنها کسی بود که همه جوره هوایش را داشت و تازگی‌ها بدعادت شده بود.
بد عادت توجه‌ها و حضور پررنگ او در زندگی‌اش. نمیخواست وابسته‌ی توجهاتش شود. نمیخواست زندگی بی او برایش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️