پارت هشتاد :

جریان خون در رگ‌های بهار متوقف شد.پاهایش به‌گونه‌ای روی زمین قفل شدند که انگار تمامی اعصاب بدن‌اش از کار افتاده است.ترس در وجودش لنگر انداخته‌بود و اگر می‌توانست آن اندام ماهیچه‌ای را که مسئول پمپاژ خون است؛از سینه بیرون می‌کشید و به‌گوشه‌ای پرتاپ‌اش می‌کرد تا دیگر مانند یک پتک پولادین بر سینه‌اش ضرب نزند.پریسا با طمانینه پله‌های باقی‌مانده را بالا آمد.چشم‌های سرخ و گودش گو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    ای بابا ی ذره به دلارا حق دادیم ناراحت شه ولی این دلارا هم طولش داد مگه حال بردیا جونم برات مهم نیست؟

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آره دلارا هم طولش داد👌🏻

    ۱۰ ماه پیش
  • Zarnaz

    0

    چقدر دلارا اذیت بردیا جونم میکنه😡وایی امیرسام چقدر قشنگ نگران حال دختر قنادمون هست😍😍

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیرسام اون لحظه واقعا نگران بهارمون بود🥲❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    1

    لطفا یکم شجاع تر باشه بنظرم اینجوری جذاب تره هرچی نباشه پارتنر امیرسامه ولی نظر خودتون مهمتره

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    حقیقتا این مورد امکان پذیر نیست. چون از هر لحاظ خیلی تفاوت دارن باهم❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • Dr.mb

    1

    سلام وقت بخیر ممنون ازتون خیلی عالی بود واقعاا امیرسام و بهار واقعاا به داستان شور و هیجان میدن دلارا و بردیا هم به نوبه خودشون عالی هستن فقط لطفا یه سرنخ کوچیک از برسام پیدا بشه خیلی مشتاقیم 🥲

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام ممنونمم❤️🌼 در مورد برسام یه اسپویل ریز میدم و اینکه این کارکتر در حال حاضر در داستان حضور داره و بهش اشاره شده😉

    ۳ سال پیش
  • ملیس

    0

    چیییییی نکنه برسام بابک باشه یا اون پلیسه که جدید اومده بجا حسین طفلک یا اونی که با رز حرف می زد

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یعنی ممکنه کی باشه؟؟🧐 چیزی نمونده تا متوجه هویتش بشی❤️

    ۲ سال پیش
  • آوا

    0

    مرسی مرسی مرسی عالیییییییییی بود ولی من شک دارم امشب قبل از رسیدن بردیا به دلآرا، رز نره سراغ دلارا بسم الله 🤣

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلمممم❤️

    ۳ سال پیش
  • حنانه

    1

    من اصلا از زوج دلاوری و بهار خوشم نمیاد شاید چون بنظرم تکرارین البته این نظر منه و میدونم بقیه دوست دارن. دلارا رو بی دلیل خیلی دوست دارم کاش نقشش فقط تو موضوعات رابطه نباشه . از بهارم ک بدم میاد

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا هرکس نظر و علایق متفاوتی داره❤️اما من قلبمم ضعیفههه پیش من نگید بچه هامو دوست ندارید🤣🥲در مورد دلارا هم بعد از ختم بخیر شدن این اتفاقات، خیلی بهش پرداخته میشه😍❤️

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    ممکنه مهگل جاسوس باشه 🤷 ♀️والا به همه مشکوکم😉

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مهگل نوه مصطفی است و تو ماجرای سپهر بی‌گناه بودنش اثبات شد❤️🌼

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    1

    خیلی ام عالی ممنون🤗💕 حالا چون جای حساس تموم نکردی قربون دلارا و بردیا هم میرم خیلی ام زوج قشنگین لجبازای لعنتی😁

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربانت عزیزم❤️ تهدیدت عمل کرد😂🪓

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    1

    درسته که باباش هست ولی خلافکار و قاتل بهار هم که دیگه شورش رو در آورده پدری که سی سال براش پدری کرده رو هم فراموش کرده از دلارا و امیرسام هم خوشم نمیاد😵 💫 فقط رز 😈 ببخشید فقط نظرم رو گفتم☹️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم🥰مرسی از نظرت❤️در مورد بهارشاید هرکس دیگه ای بود دلش می خواست پدر واقعی اش رو بشناسه اما خب حداقل باید بین هر دو نفر تعادل ایجاد می کرد🥲🥲❤️

    ۳ سال پیش
  • نری

    2

    عالی بود خسته نباشی❤️ ای بابا این دلاراهم قصد نداره آشتی کنه ها روباه مکار هم دستی دستی عاشق شد رفت ولی فعلا قبول نکرده به نظرم پارت فردا درباره ی دلآرا وبردیاعه راستی برسام نمیاد؟🤔پرقدرت ادامه بده❤️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسیییی عزیزم❤️ بله در مورد دلارا و بردیاعه و راز های گذشته.... (اولین بار که نمیگم در اینده مشخص میشه🤣)ولی در مورد برسام همچنان باید منتظر ماند😁

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    3

    اوف پریسا موند سر جگر من.🥲دلارا چه پررو شده دختره نچسب اینقدر بردی رو اذیت نکن نازادار خانم😊

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    درسته دلارا درکش نمی‌کنه و نازش زیاده😂 اما این دختر هم حق داره ناراحت باشه🥲❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!