آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت هشتاد و یک :
بردیا پشت فرمان نشستهبود. با سرعت پائینی در سمتِ راست خیابان رانندگی میکرد.هوا ناجوانمردانه سرد و سوزناک بود و بردیا در حیرت به سر میبرد که دلارا چطور به آن سرمای خوفناک دل بستهاست!ده دقیقه مانده به ده شب و دختر هیچ میلی به پایان دادن پیادهرویاش نداشت.سرگرد چندباری از او خواست تا سوار ماشین شود اما دلارا به خواسته او اعتنایی نکرد.بردیا با خودش فکر کرد که بهتر است او را به حا
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت برم❤️
۱۰ ماه پیشنهال
0عالیههه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۲ سال پیشZarnaz
0واییی چقدر بردیا عشقههه😍😍داخل برگشت گلوله هم هست؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بردیا عشق منم هست😍✨️ در این مورد چیزی نمیگم چون اسپویل میشه😁❤️
۲ سال پیشنری
0عالیی بود خسته نباشی🧡اوه اوه جذبه 😂من چقدر این زوج دوست دارم مرسی نیلوفر جان ❤️ و مثل همیشه پرقدرت ادامه بده🧡🧡(زیاد کامنت ننوشتم بخاطر اینکه عجله دارم برم پارت بعدیو بخونم😁)
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربانت عزیزممم💛
۳ سال پیشسارای
3خدایش این پارت چسبید مثل چسب😅از یه حرف بردیا که گفت لاشخورای مثل تو نمیزارن زنان امنیت داشته باشند حال کردم👍👍انقدر رگ غیرت منو به بازی نگیر، پای تو وسط باشه دیوونه میشم،😍😍🤩
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر که چسبید مثللل چسب😍❤️منم این دوتا جمله رو خیلی دوست داشتممم🥰
۳ سال پیشثریا
0عاشق غیرتی شدن های بردیام 🤩 آفرین برادر👏🏻👏🏻
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
آره خیلی خوبه🥲❤️
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
0بردیا هر کاری کنه با ثامر دستش درد نکنه... من حسابی طرفدارشم😎
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دیگه باوجود بردیا معلومه کسی به ثامر اهمیت نمیده🤣
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
0نیلوفر جانم مرسی بابت اطلاع رسانی رمان مونالیزا 😍😍🫂
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربانت❤️خوشبدرخشی💫
۳ سال پیشآمینا
1مرسی بابت پارت😍
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربانت❤️
۳ سال پیش*......*
1من جای بهار سکته کردم 😂 قشنگتر و پیچیده تر شده
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
باوجود اینکه میدونستم گیر نمیوفته ولی حتی منم سکته کردم🤣❤️
۳ سال پیشهاناخانوم
2مررسی ازاین پارت وبعدیش که درام وقشنگ🌹الان حق باجفتشونه ولی دلاراهم بایدبردیارادرک کنه خوبه گناه داره بچه🌹هی غیرتیش می کنه
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی عزیزممم😍❤️ نمیدونم چرا ولی با حرص خوردن بردیا منم حرص میخورم🤣
۳ سال پیشفرهود
1صداقت بردیا رو دوست دارم ..میگه دیگه نمیتونم روشن فکر بازی دربیارم😂..ولی کم کم رابطه بردیا امیر سام داره خوب میشه ها ..بیشتر با هم جور بشن لطفا..بالاخره قراره برادر زن هم بشن😂
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله به مرور زمان روابط آدمها باهم بهتر میشه 😉 ولی اگه دقت کرده باشی هر موقع باهم خوب میشن بعدش سر دخترا به جون هم میوفتن؟🤣🤣
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0پارت عالی خسته نباشی عزیرم..این دلارا تو هوای سرد هدس پیاده روی کرده بردیا رو عصبی کرده بعد میگه ولش کن باشه بردیا!!!