پارت هفتاد و هفتم :

بهار و دلارا در را باز کردند و در صندلی عقب نشستند.دلارا مهلتی به پسر‌ها نداد و با تند‌خویی از امیرسام پرسید:
_تو اینجا چیکار می کنی؟مگه تیر نخوردی؟
بردیا از امیرسام سبقت گرفت و گفت:
_میشه توضیح بدی خودتون اینجا چیکار می‌کنید؟
دلآرا از عمد بردیا را نادیده گرفت و طلبکارانه به امیرسام نگاه کرد.
_تو باید استراحت کنی!چرا اینجا اومدی؟دیشب به سختی جون سالم به در بردی!

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    فقط اونجا ک گفت مرتیکه وقتی داداشش هس چرا تو نه میگی😂😂نگرانی امیر منو ذوق زده کرد

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا😂😂😂

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    وااای چه نقشه هایی تو سرش داشته این مرد از اونجایی ک بردیا رو دستش زخم دیده پس نویده

    ۱۰ ماه پیش
  • Nargess

    0

    فوق العاده س این رمان خیلی قشنگه❤️😍

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 به آخرین گلوله خوش اومدی عزیزم❤️ ممنون از لطفت✨️ امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببری❤️

    ۲ سال پیش
  • خواننده

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قراره کار‌های خطرناک‌تری هم انجام بده😬مرسی از اینکه موقع خوندن میای و نظرت رو میگی❤️😍

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    سلام.چراجمعه پارت نیومد؟؟؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم.در اطلاعیه قبلی اعلام شده بود که جمعه پارت نداریم❤️

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    سلام بلخره خودمو رسوندم ،به نظرم این نویده خیلی مشکوک هست ،بین پارت هم نیلوفر به یه شخصی اشاره میکرد که ازدور نظاره گر بود،اون قطعا نوید هست، یادمه وقتی به اداره منتقل شده بود گفت که ازامروز زیرنظرمی

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به به خوش برگشتیی😍جای خالی ت به شدت احساس می شد❤️در مورد تحلیل ت هم که باید منتظر موند ببینیم چی پیش میاد😁

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    نیلوفر میدونم خودم باید منتظر بمونم، ولی یه اشاره ی چیزی؟جان من

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آخه بخوام یه اشاره ریز هم کنم اسپویل میشه😂جان خودم راه نداره😂😁

    ۳ سال پیش
  • فرهود

    0

    تو جنایت چیزایی که ساده معلوم میشه برای گول زدن توئه.ممکنه قاتل خیلی باهوش تر این حرفا باشه و ما شاهد صحنه سازی باشیم.معلومه خاج هم علاقه به تربیت بچه حتی بچه غیر داره.ولی احتمال زیاد نوید برسام نیست

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا موافقم👏🏻👏🏻 حالا ممکن نیست یه‌جاهایی رو بخوام آسون لو بره؟😂

    ۳ سال پیش
  • حنانه

    0

    احمقه خون خودشو ریخت😐😂 شاید خراش رو دست نوید برای گمراهی بوده باشه همچنان شخصیت موردعلاقم دلاراو رز دوست دارم نقش دلارا تو مسائل معمایی بیشتر باشه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یه پارت‌هایی از دلارا داریم که نگممم براااات🤭❤️البته بیشتر جنبه رازالودی داره تا معما....

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    بلاخره خوندم بالایک بقیه نظرات نظرم میگم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر که درست شد😍

    ۳ سال پیش
  • *.....*

    3

    به نظر من اون «مرد» نوید بود..🤔 موفق باشی نویسنده جون قدرت قلم ت قویییه ☺️🔥

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزمم✨️💙در مورد نوید از حق سکوتم استفاده می‌کنم😁

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    2

    شما که در 99/. مواقع سکوت میکنی💖

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😅😅

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    2

    این تبادل نظر و گفتن حدس هامون باعث میشه رمان یه مزه دیگه داشته باشه 😘 امیدوارم همین روال رو ادامه بدی 🙏🏻

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا منم موافقم😍

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    1

    وای کار نوید بود 🤩اون دست پانسمان شده اینم که دستش رو خراش داد با این خلافکارا همکه میگرده پس جاسوسه و بردیا حق داره ازش بدش بیاد امیدوارم وقتی بهار می ره داخل عمارت گوشی رو پیدا کنه🙏🏻

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    منم امیدوارم😁💕

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    بدون پیش زمینه خیلی بهتره ممنون🙏⚘⚘⚘⚘

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی که جواب دادید🌼😍

    ۳ سال پیش
  • Aa

    1

    چه معمایی وپیچیده شد آفرین عالیه🙏⚘⚘⚘

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم💙✨️

    ۳ سال پیش
  • نری

    3

    راستی یادم رفت بگم خسته نباشی نیلوفر جون این پارت عالی بود و حسابی گیجمون کرد😂😂😂 پرقدرت ادامه بده❤️❤️❤️❤️ و اینکه من خیلی این روند فعلی و دوست دارممم😁😁

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلمممم❤️✨️😍 و ممنون که به سوالم جواب دادی💕

    ۳ سال پیش
کپی شد!