پارت هفتاد و ششم :

فلش را در مقابل امیرسام گرفت.همان فلشی که بر سر مزار حسین پیدا کرده‌بود!
_اما الان اینو برات آوردم!
امیرسام پرسشگرانه نگاه‌اش کرد!بردیا روی کاناپه لم داد.زانوهایش را روی هم انداخت.دست‌اش را به گونه‌ای روی صورت‌ قرار داد که شست‌‌ زیر چانه‌اش و مابقی انگشت‌هایش کنار شقیقه‌اش باشند.
_مصطفی رفت تا خبرها رو برای ثامر ببره!با شناختی که تو این چند وقت ازش پیدا کردم؛کسی نیست که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    واای دلارا چقد مند حرص میده بابت این بی محلیاش الان بردیا بچم از هر لحاظ سختی میکشه

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دلارا هم به شدت لجبازه😮‍💨😮‍💨

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    نوید خیلی مشکوکه واقعا شاید همونی باشه که لباس بردیا رو کثیف کرد تو مهمونی

    ۱۰ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    3

    خب از کجا معلوم که برسام نوید نباشه؟ الانم می خواد به خاطر اون اتفاقی که افتاد و از مادرش دور شده از ثامر انتقام بگیره و اینکه فکر کنه بردیا هم یه ربطی به انتقامش داره و اون رو هم قاطی ثامر کرده

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    این فرضیه هم میتونه درست باشه..... همون طور که میدونی در آینده مشخص میشه❤️😂❤️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    نمی دونم چرا از نحوه ی پاسخگوییت به شک افتادم که نوید برسام نیست🤪

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به قول خودت در پارت‌های آینده مشخص میشه باید شک‌کنی یا نه😂❤️

    ۳ سال پیش
  • فاطمه

    0

    چی میشه عاشقانه های بهار و امیرسام بیشترشهههههههه😁😍

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اگه همو گردن بگیرن و بردیا رضایت بده 😂چرا که نهه؟❤️🥲 یکی باید سر سرگرد رو با دلارا گرم کنه😂

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    عالیی بود خسته نباشی❤️به نظر من نویدم توی این قضایا دست داره و اون زخم روی دستش هم مشکوکه و ممکنه به اون خونه که ریختن روی بردیا ربط داشته باشه و حسادتای بردیا هم خیلی خوبه😂 راستی عشق من (رز) کوشش؟😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در مورد نوید که نمیتونم چیزی بگم اسپویل میشه😂 و از رز هم فعلا خبری نیست🥲🥲

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    4

    میگه تفنگ بده تیر به خودم بزنم خون هات بریزن بیرون😁😁 نوید خیلی مشکوک هست اولش که پیرزن اومد فکر کردم رز گریم کرده رفته پیش نوید

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نمیدونم شنیدیش یا نه ولی رز مصداق بارزه آهنگ من در نمیزنم با لگد میام تو هست😂 بخواد بیاد بدون گریم میره بالاسر نوید😂❤️

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    راستی یادم رفت بگم 🫢😁😁پرقدرت ادامه بدههههه❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزممم❤️✨️

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    من که فعلا از بردیا دنده عقب گرفتم قفلی زدم رو امیرسام 😂 خیلی عالی بود این نوید از اولشم مشکوک بود به نظرم یه ربطی به ثامر داره زیاد منطقی نیست اما دست آسیب دیدش هم مشکوکم میکنه به مهمونی

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    کنجکاو شدم بدونم چیشد که قفلی زدی؟😅❤️

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    خودمم نمیدونم مثل رمان آزاده که قفلیم فرهاده از شخصیتاشون بیشتر خوشم میاد 😁

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به سرگرد خیانت کردی🤣👮🏻

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    واضحه که خون برای نوید بود حالا این که اون جاوید و کشته باشه مطمعن نیستم ولی امکانش زیاده با دوستم که درموردش حرف می زدیم می گفت ممکنه رز و دلارا خواهر همدیگه و دخترای خاج باشن و از طرفی نوید برسام با

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دیگه در این مورد نمیتونم چیزی بگم.... باید دید چه میشود😂🧐💕

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    ادامه وخاج نوید رو علیه پدرش تربیت کرده باشه و... کلی حدسیات دیگه که اگه تا فردا هم بنویسم تموم نمیشه اون دو نفر که گفتن اینجا چیکار میکنن بهار و دلارا بودن🤔

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله بهار و دلارا هستنننن😂😂

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    وای وقتی با هم مهکاری میکنن رو خیلی دوست دارم♥👏🏻 یه دوست دارم رابطه مون کم و بیش مثل این دوتا هست ولی خیلی همو دوست داریم یعنی میشه در پارت های آینده این دو تا هم...

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دوست‌تون پایدار و ماندگار❤️

    ۳ سال پیش
  • رز

    0

    سلام نویسنده عزیز خسته نباشی واقعا از خوندن رمانت لذت می برم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍مررررسی عزیزم💕❤️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    اگه بردیا به منم شک نمی کنه یه کامنت بذارم😂😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    جزوء متهمین قرار گرفتی😂👮🏻

    ۳ سال پیش
  • Dr.mb

    2

    سلام وقتتون بخیر عالییی ممنون ازتون 😍 نوید قطعا یه ارتباطی به بردیا و این جریانات داره اما فعلا نمیتونم نظری راجبهش بدم چون نمیدونم 😅فقط خانم سامانی عزیز کی می رسیم به برسام ؟ مشتاقم بدونم کیه!

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍وقت‌شماهم بخیر💙 در مورد برسام نمی‌تونم اطلاعات زیادی بدم چون اسپویل میشه😂و فعلا باید منتظر موند.....😅تا شاید رخی نشون بده

    ۳ سال پیش
  • Aa

    1

    معمایی وهیجانیه دوست دارم موفق باشی🙏👏یعنی بردیا وامیرسام دوقلو نیستن؟ نوید که احتمالا جاسوسه⚘⚘⚘⚘

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی از لطف‌ت🤍 متاسفانه باید بگم که دوقلو نیستن🥲

    ۳ سال پیش
  • سروه

    1

    سلام خیلی پیچیدس آدم میمونه توش ولی خب این رمان خیلی خوبه من واقعا از خوندنش لذت میبرم برای دلارا هم من بهش حق میدم از نویسنده عزیز هم ممنونم واگه براش مقدوره تعداد پارت هارو بیشتر کنه ممنون از تلاشت

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍خوشحال شدم که از خوندنش لذت می برید❤️متاسفانه کمی سرم شلوغ شده و نمیتونم روز های پارت گذاری رو زیاد کنم🥲تازه میخواستم کمش هم کنمم😂

    ۳ سال پیش
کپی شد!