پاناسیا به قلم عاطفه امیرانی
پارت هفده :
-تا وقتی که شخصا این مسئله رو بررسی کنم هیچکدومتون تو کلاسا شرکت نکنید!
و چرخید تا خروجی نمایشی و آتشین را به اجرا درآورد، اما غافل شده بود از طلسم آن در لعنت شده! چرا که جمله های دخترش او را در همان نقطه چندین بار قبل میخکوب کرد.
-نه پدر! من مهم نیستم ولی نمیتونید این کارو با آسمان بکنید... اون از همه چیش زده برای این مسئله ! از کارش و اون رئیس کوفتیش! حتی مادربزرگش برای هزینه کلاس Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Aa
2ممنون عالی بود من اول رمان فکر میکردم رمان خارجی باشه سبک رمانتون خوبه مرسی موفق باشید👏⚘
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم. مممنونم از همراهیه چشمای قشنگت. خیلی خوشحالم که دوسش داری. بله تو سبک خارجی نوشته شده شده چون لوکیشن رمان قراره عوض بشه:)
۳ سال پیشگل نرگس
0وای خدایی! هی میگم چرا احساس و نو دیالگشون خارجکی میزنه ها درود عاطی جان موفق باشی دختر که انقده مسلط داری قلم میزنی🥳💐
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
قربونت برم من که انقدر بهم محبت داری🧡🌱💋
۳ سال پیشBaran
1سلام. اول بگم که برای من بمون برای من بخون عاااالیییییی بود و عاشقشم و ممنونم بابتش. برای پاناسیا، بابای الینارز سر مسائلی که با مادرش داشته در واقع پدر اصلیش نیست به نظرم که آنقدر جوونه بعد میفهمیم😊
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
دورت بگردم عزیزم. خیلی خوشحالم که دوسش داشتی. شایدم واقعا باباشه و زود بچه دار شده :))))
۳ سال پیشگل نرگس
1ایول همینه من ازپارت دوم شک کردم بعدم با دودوتا چارتا گفتم حیان نوزده بیست اصلا به خاطر شما بیست و یک سالگی بچه دارشده والان اوخر سی سالگیه😜 جان من عاطی جون نزنی تو ذوقمون که بدجور دلمون کنف میشه🧔🕶
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
😂😂🌱عزیزدلم
۳ سال پیشAtiye
1چقد رابطه ی این دوتا دخترو دوس دارمم🥺😍 خیلی نازنن و اینکه مرسیییی خسته نباشی عاطفه بالامم عاشق تک تک رماناتم عاشق خودتم که انقد خفنییی 😂❤️
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
دورت بگردم عزیزم . ممنونم مهربون🥺😍
۳ سال پیشطهورا
1رمان به جاهای جذابی رسیده ولی نمی تونم تصور کنم که آسمان بشه جای مادر الینارز🤣
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
دورت بگردم من مرسی. عب نداره! سن فقط یه عدده ! :)))))))
۳ سال پیشsalomeh
1من فکر میکنم حیان و آسمان باهم و والینارز و دانیال باهم ازدواج میکنن. فقط یه سوال اینجا میمونه پدر الینارز، حیان چرا انقدر جوونه. شاید پدر واقعی الینارز نباشه و شاید.... .
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
زود بچه دار شده:) شاید چی؟
۳ سال پیشsalomeh
2سلام عاطفه جان. رمانتون بسیار قشنگ و فوق العاده بود تا اینجا، مثل رمان های قبلی تون همینطور ادامه بدید.
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
ممنونم مهربونم. مرسی که همراهمی
۳ سال پیشمهدیه
1چه خوب که که حیان پدر الینارز هست ولی چجوری انقد جوان و جذابه؟
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
به زودی تو پارت های آینده جواب سوالاتونو میگیرین و عاشقش میشین:)
۳ سال پیشهناس
1سلام عاطفه عزیزم من مدتی در برنامه نبودم الان برگشتم کلا😣هنگم نمی دونم کدوم رمانوشروع کنم گیجم فک کنم رمان شماهنوزاولشه واینکه از شخصیت شماهم لذت بردم بانوجان بمون برامون🥰
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
سلام عزیز دلم . بله این رمان در حال پارت گذاریه ولی پارتهاش نسبت به بقیه طولانی تره. دورت بگردم خوشگلم ممنونم از محبتت:)
۳ سال پیشهاناخانوم
2ازخواننده رمان به نویسنده عزیزرمان 😉 رمان آروم وقشنگیه تاالان،چه جالب که حیان همون پدره الیناست اینقددجوون،خوبه که دانیال تواجتماع اومده،امیدوارم همنجورخوب کمی هیجان انگیز پیش بره...
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
آره خودشه و ازین به بعد چیزای جذابی تو راهه که خودک خیلی ذوق دارم واسش. آخر پیامت نیست:(
۳ سال پیشاسرا
3حیان پدرالینارزیکی حل شدعالیه وپارت بلندی بودممنون عاطفه خانم
۳ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
بالاخره ملوم شد:)
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

طهورا
0واقعا شوک شدم پس واسه همینه که سارا بهش میگه پدربزرگ