آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت هفتاد و پنجم :
درد کل وجودش را در برگرفته بود.با مشقت پلکهایش را بالا داد اما طولی نکشید که مژههای فر خوردهاش روی هم قرار گرفتند!
چند ثانیه بعد دوباره چشمهایش را باز کرد.سقف بالا سرش را تار میدید و نور سفید باعث شد که چشمهایش را بفشارد.مجدد به خود زحمت داد و پلکهایش را از هم جدا کرد.سرش را به راست چرخاند.فرد روبهرویش را تار میدید اما رفتهرفته سو چشمهایش برگشت.دلآرا با دیدن حرکات ام
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به اعصابت مسلط بااااش عزیزممم😂❤️
۴ ماه پیشترنم
0به به من عاشق وقتایی هستم ک این دو تا تو رمان حضور دارن وقتی میگه دختر قناد ذوق میکنم😍😍😍
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلم😍😍
۱۰ ماه پیشترنم
0جرقه ای بین این دو تا زده شد بالاخره
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😍😍😍
۱۰ ماه پیشZarnaz
0آخی حس کردم امیرسام خیلی مظلوم گفت حتی اگه یه دیوار بینمون باشه😥 و بالاخره یه جرق بینشون خورد هورااا😍وای بردیا چقدر قشنگ غیرتی میشه❤️💋
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیر تیر خورده،قراره خودشو حسابی تحویل بگیره😂😂❤️❤️
۲ سال پیشیاس
0سلام مجدد من چرا نقش ها امیرسام وبردیا بیشتر از دختر ها دوست دارم واینکه دلارا وبهار کاراشون رو مخ
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم❤️ این حست کاملا طبیعیه😂❤️ ترکیب امیر و بردیا پرطرفدارترین ترکیب رمان هستش😍😎
۲ سال پیشسانیا
0اولین پارتشو خوندم و الان شدیداااااا کنجکاوم که ببینم قراره چی بشه خیلی قشنگ بنظر میاد ولی هنوز کامل نخوندم مرسی نویسنده❤️🐼
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام😍به جمع ما خووش اومدی❤️امیدوارم برسی و زودی پارت ها رو بخونی چون کلی اتفاق مهیج رخ داده😁و مرررسی از همراهی ت✨️وجودت همیشگی❤️
۳ سال پیشسانیا
0هزار تا بوسسسس بهتتتتتتت❤️
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😘😘
۳ سال پیشبهراد
3چراهمه عاشق دلآرامیشن؟من بهارودوست دارم ایکاش یکاری کنی که یا عشق دلآراازسرامیربیافته و عاشق بهاربشه وبه هم برسن یااینکه دیراین اتفاق بیافته واونموقع بهارعاشق یکی دیگه بشه امیر بفهمه که عاشق بهاره :(:
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام😍بهجمع ما خوش اومدید✨️ جرقهای بین بهار و امیرسام زده شده اما امیرسام از احساساتش مطمعن نیست. باید دید در آینده چه اتفاقی براشون پیش میاد💙
۳ سال پیشسیتا
1خوب بود و امیر سام و بهار با هم باشن عالی هستش
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی عزیز💕
۳ سال پیشنری
2عالی بود خسته نباشی ❤️ من ترکیب امیرسام و بردیا و سید امیرسام و رز رو واقعا می پسندم 😂و واقعاعاشقانه های بردیا و دلآرا رو دوست دارم و خیلی درباره ی گذشته دلآرا کنجکاوم 😁رمانت محشره پرقدرت ادامه بده❤
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی عزیز دل❤️اولین کسی بودی که اکثر کارکتر ها مورد پسندت بودن😂❤️
۳ سال پیشنری
0❤️❤️😂😂چون واقعا همشون عالی،خفن و باحالن
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
👌🏻❤️😂
۳ سال پیشهانیه
0جدیدا امیرسام و بهار و بیشتر از بردیا و دلارا دوست دارم خیلی کیوت ترن🤤😁 عالی بود💕
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیرسام و بهار یه شیطنت خاصی دارن❤️😂ولی بردیا و دلارا انگار به خاطر مشکلاتی که داشتن پختهتر رفتار میکنند🥲
۳ سال پیشمهشید
0عالی بود
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام😍مرسی عزیزم✨️
۳ سال پیشسمانه
1چقدر این رمان هیجانی شده. ممنون نیلوفر جون 🌼
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام مرسی عزیزم🌼
۳ سال پیشثریا
2دختر قناد♥ روباه مکار♥ آخه بردیا تو برو با دلارا آشتی کن چیکار به این دو تا داری!!!
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بچه داداششه😂طبیعیه گیر سهپیچ بده😂ولی من قسمتایی که حسودی میکنه هم دوست دارم❤️😁
۳ سال پیشثریا
3وااای قراره با همکاری کنن 🤩🤩 عالیه♥ ممنون از اسپویل ها💖
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت💛
۳ سال پیش*.....*
3عالی بود... من عاشق وقتی ام که امیر و بردیا یا هم ترکیب میشن خیلی با مزه میشن...
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا😁قبلا شاهد پت و مت بودنشون بودیم😂❤️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Biti
0امیر الاغغغ اینقدر به دلارا نگو گلممم پدسگ تو الان عاشق بهار شدی ولی خودت خبر نداری دلقک ،بردیای میمون حساب توهم میرسم که نرفتی از دل دلارا در بیاری چلمنگ،