پارت هفتاد و چهارم :

قد و قامت مصطفی در چهارچوب در نمایان شد.دست‌هایش را به یکدیگر قلاب کرد و با طمانینه سمت کیومرث قدم برداشت.جو متشنج بود اما اثری از اضطراب روی چهره پیرمرد نبود!با پالتو بلندی که بر تن داشت؛قامت‌اش رشیدتر از قبل به نظر می‌آمد.او از دور شاهد تمام اتفاقات بود. اما مانند هرکس دیگری از هویت قاتل آگاه نبود!
دستی به موهای جو گندمی‌اش کشید و روبه کیومرث گفت:
_تسلیت میگم.داغ فرزند کمر آدم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسما

    0

    عکس رز چی پس

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عکس رز تو جلد دوم رمان هست❤️

    ۴ ماه پیش
  • هلیا

    0

    ولی امیرسام با بردیا قطعا دوستای خوبی برای هم میشن، یجورایی تا اینجاشم با اینکه نشون میدن از هم خوششون نمیاد ولی دلشونم نمیخواد اتفاقی واسه اون یکی بیوفته(کراشم اول بردیا دوم امیر سام😂)

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بردیا کراش اول نویسنده هم هست😁🤭😍 این بشر به شدت ماه و مهربونه🥺🥺❤️❤️

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله کاملا موافقم😍👌🏻

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ولی باید بگم از رز هم خوشم اومده خفنه👌

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    رز به شدت خفن و قویه😎😁

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    آی این امیرسام خیلی بامزه و شیطونه درسته خلافکاره ولی اونم باحاله(باید بگم هنوزم رو بردیا کراشم)

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیر نمک رمانه😍

    ۱۰ ماه پیش
  • آرام

    1

    خیلی باحال بود وقتی امیر سام گفت احتمالا برامون قبر هم خریدی 😂 من از امیر سام خیلی خوشم میاد ممنون ازتون

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیرسام نمک رمانه😂❤️

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    نیلوفر منظور از حاج همون سردسته همه گروه هست یعنی ریس کیومرث و ثامر و اینا میشه؟ عالی بود مرسی عزیزم ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه عزیزم.سردسته بقیه نیست❤️ اما نسبت به بقیه قدرت بیشتری داره و اینکه یه رازی هم وجود داره در موردش که به زودی بهش میرسی😍❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    یکم کارکتر بهار رو قوی تر کن 🤏 و اینکه دمت گرم همینجوری ادامه بده

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️ بهار چون کاملا به دور از خشونت و... بزرگ شده.به این جور موقعیت‌ها عادت نداره متاسفانه🥲

    ۲ سال پیش
  • خواننده

    1

    چرا حس میکنم این پسری ک با رز همدسته همون برسامه🙂🙂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یکم جلوتر بری کاملا مشخص میشه کیه😁❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    اون لحظه که گفت دختر قناد🥹

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آره🥲

    ۳ سال پیش
  • فرهود

    1

    سلام نویسنده خاکی و مهربون..انشاالله زنده باشی صد سال و تولدت خیلی مبارک باشه.یکم احساس بین بردیا امیر سام رو گسترش بده نسبت بهم خیلی خنثی.و نظری داشتم که ارسلان زنده باشه و یار امیرسام شده باشه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام مرسییی بابت تبریک قشنگت💙 برام خیلی ارزشمنده✨️ ارسلان؟همون کسی که تو کشتی مرد؟ارسلان رو از کجا زنده کردی پسر جان؟😂😂 در مورد بردیا و امیرسام فعلا دستم بسته است🥺

    ۳ سال پیش
  • *......*

    3

    محشررررر بوووود.... ایول خیلی حال کردم اونجا که امیر گفت « تو روحت » من یکی که با نقش امیر خیلی حال میکنم انگار نه انگار خلافکاره 😂😂🔥🔥نویسنده جون پر انرژی تر ادامه بده که چشم انتظاریم ✨🌱

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام🤩 این کلمه امیرسام خیلی مورد توجه قرار گرفت.نمیدونم چرا😂😂 مرسی که تو نظرات همیشه فعالی❤️😍

    ۳ سال پیش
  • نری

    2

    عالیییی بود نیلوفر جون خسته نباشی❤️❤️ نمی دونم چرا اینقدر از رز خوشم میاد . خیلی خفن و باحاله 😁😁 امیر سام هم که عاشق بهار شد و رفت دیگه فقط مونده آشتی بردیا و دلارا😂مثل همیشه پر قدرت ادامه بده ❤️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام مرسی عزیز دل❤️ رز عشق منمممم هست😁 البته امیرسام هنوز بهار رو گردن نگرفته‌....

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    گردن میگیره. اونم به وقتش گردن میگره😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂👌🏻

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    1

    عالی عزیز♥ با هرپارت کلی معما میذاری جلوی ما این کارکتر جدید دیگه کیه🤔 ارتباط فرد ناشناس و رز و دلآرا چیه 🤔 فرد ناشناس کی بود 🤔 رز رو هم که دوست داره

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام 🤩 مرسی عزیزم❤️ خوبه خودت سوال‌ها رو پرسیدی😂 کار منو آسون‌تر کردی😂❤️

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    2

    امیر بیچاره از هوش رفت دختر قناد به دادش برس بلا ملا سرش نیاد

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم😍 اولین‌بار اسم قشنگت‌ رو میبینم! به جمع ما خووش اومدی❤️

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    مرسی من دیر به جمعتون پیوستم بدترین موقع هم پیوستم اون روزی که حسین کشته شد البته هنوز وقت نکردم از اول بخونم. امیدوارم آخرش خوش باشه 🥰😍

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا از چه پارتی هم پیوستی😂 امیدوارم فرصت پیش بیاد تا از اول بخونی❤️❤️آخه روابط هم پیچیده است😂

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    از روابط خو سر در نمیارم 😃😃 چون هنوز نمیدونم دلارا و امیر چه نسبتی دارن نامزدن. خواهر برادرن؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آره حق داری! داستان‌های پیچیده‌ای وجود داره😂 در اصل نسبتی باهم ندارند...

    ۳ سال پیش
  • Dr . Mb

    1

    سلام وقتتون بخیر پس چرا هیچ *** حواسش به امیر سام بیچاره نیست 🥺؟اینجوری پیش بره که از خون ریزی میمیره! شخصیت امیر سام فوق العاده هستش که در هر شرایطی میتونه شوخ باشه ولی بردیا همیشه خشک و جدی🤔

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام وقت شماهم بخیر💙 منم ویژگی شوخ بودنش رو دوست دارم یه ریلکسی خاصی داره😂

    ۳ سال پیش
کپی شد!