شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و سی و دوم :
این را که گفت، ارکان مانند آتش فشان فوران کرد، آنقدر ناگهانی به سمت صاحب کافی شاپ حمله ور شد که نتوانستم جلویش را بگیرم.
- دهاتی تویی کثافت نصفه نیمه.
مشتش آنقدر جانانه بود که طرف را پرت کرد و محکم با میز یکی از مشتری ها برخورد کرد و صدای جیغ دو دختری که سر آن میز بودن بلند شد.
مضافتی دیدنی به پا شده بود.
کل کافی شاپ با یک لجبازی کوچک بهم ریخت.
من و چند نفر دیگر جلو رفتیم تا ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
...
12وای چه خوب بود 🤣🤣🤣🤣 اوخی بچم دلش را باخته است 😆😂😂😂😂
۶ سال پیشدخترجنگل
17نچ نچ نچ... انقدر تو هپروت بود که به حامی میگه صورتت چرا اینجوری شده؟ 😅😳🤣 خیلی هستی رو دوست داره 🙂✨💓🌺😉
۶ سال پیشمعصومه
9اخی ارکان چه ذوق کرد😝
۶ سال پیشH
17این پارتودوس داشتم باحال بود
۶ سال پیشآهو
14میگه . زور *** رو پیدا کرده نه خدایی خرم زور داره ؟خیلی باحال بود عشق با این داداش ما چه کرده به جایی اینکه بزنه حامی رو نفله کنه نشسته ماچشم می کنه حالا چهار روز این بخت برگشته داره خاستگاری میکنه
۶ سال پیشملکه ی اتش
11واییی خنده مردم از خنده دمشون گرم خوب دعوا راه انداختن🤘🤣
۶ سال پیشSahar
21گفتم آرکان الان میزنه لت پارش می کنه😂😂😂
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

M
11الهی😍آرکان چقدر ذوق کرد😀