شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و سی و یک :
سرش را بلند کرد.
حالت چشمانش به کل تغییر کرده بود.
دیگر آن برق اولیه را نداشت و تیرگی، جایش را به آن تیله های سبز آبی روشن داده بود.
لبش را به داخل دهانش فرو برد و دمق گفت :
قضیه جدیه؟
ناراحت گفتم :
ظاهرا آره.
محکم پلک زد.
- هستی هم می خوادش؟
- ظاهرا که بله.
باز مکث کرد.
- اون یارو چی؟
حالتی متفکرانه به خود گرفتم.
- اینطور به نظر میاد.
پوزخند دردناک
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
K
6ببین از قدیم میگن عقل ک نباشد جان در عذاب است😌 اخه حامی مگه مرض داری اذیت میکنی بدبختو گناه داره😑😐
۵ سال پیشSa_r_a
9من میدونم این حامی آخرش با این کرم ریختنا جونشو از دست میده🙂💔
۵ سال پیشH
27سه روزه ارکان درحال خواستگاریه😶
۵ سال پیشایسان
2دقیقا👌👌
۵ سال پیشM
11حامی کلا دوست داره بره پیشواز مرگ🤦🏻 ♀️ وقتی ارکان بفهمه فاتحه خونده ست🤣
۵ سال پیشفاطی
6ینی مرسی عالی بود واقعن هر چند حامی تو پارت بعدی دکورش به کل سرویس میشه😁
۵ سال پیشگمنام
6خدا نکشتت حامی بیچاره آرکان😡
۵ سال پیشآرام
22الهی آرکان چقدر هستی رو دوست داره 😍
۵ سال پیشانشالله هستم
8یکی هم نیست *** بشود این گونع مارا دوست داشته باشد که جز خواب فک نکنم جایی دیگه ای بینم اونم که نمی بینم😜😂ولی رمانش حرف ندارع عالیه تو رو هدا تظرم رو پاک نکنید قول می دم دیگه خرف بی ربط نزنم
۵ سال پیشریحانه
7یکی باید حامی رو از *** شیطون بیاره پایین🤣فقط منتظر اون لحظه ای ام که ارکان بفهمه اون وقت دهن حامی سرویس میشه 😂🤣🤣😂🤣
۵ سال پیشمحدثه
6یکس نس بکه اخه خامی تو کرم داری😐🐚😹
۵ سال پیشرهایی
8کرم در وجود حامی لبریزه کلا😂
۵ سال پیش...
13یا ابلفضل آرکان دیگه رد داد چه وضعشه حامییییی، کرم داری جای خود نمیبینی حال بچمو؟ 🥺😥، آرکان بفهمه خون به پا میکنه که حقشه☺️😂
۵ سال پیشدختر جنگل
12دعوا و بزن بزن راه نیوفتاده صلوااات😃😍
۵ سال پیشSahar
12وای وای حامی همش تقصیر تو اگه چیزی بشه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
گلاره ?
0از ذوق هوش و حواسشو از دست داد بیچاره 😅