شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و سی و سوم :
آرکان تا دیدشان، بدون آنکه حرفی بزند به سمت درب خروجی هولم داد.
به خودم که آمدم، مقاومت کردم و ایستادم.
- چی کار می کنی؟ اِ.
ارکان تند تند گفت :
می گم برو تا اون دختره برات خواب جدید ندیده. من خودم حلش می کنم.
فوقش یه چکه دیگه.
ادایش را در آوردم و گفتم :
نخیر فوقش یه چک نیست.
این یارو کم از هولاکو خان مغول نداره. به این راحتیا ولت نمی کنه.
- نه بابا اینجور آدما دردشو
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مریم
8چقدماهرو خودشیرینه ازش خوشم نمیاد
۵ سال پیشساحل
15فقط اونجاش که مرده خورد به تیرچراغ برق 😁😂😁😂
۵ سال پیشفاطی
13اوهوم منم با رها موافقم الان دو پارته ما داریم روی گل حامی رو میخونیم و اثری از آرامش نیس😑 ولی خیلی خودم دوس دارم بدونم اون نقشع هه چیع و آرامش با حامی چجوری میخوان اجراش کنن😁
۵ سال پیشسایا
14آرکان واسه خواستگاری هشت میلیون خسارت زدواسه عروسی بچه دارشدنشون چقدخسارت میزنه خدابه دادش برسه 😂😃😁😀😀😄😉😉
۵ سال پیشایسان
25از ماهرو خوشم نمیاد
۵ سال پیشآرام
1دیدشان😁
۵ سال پیشگرگینه الفا
32واییی خدا چرا باید ماهر واظایف حامی رو انجام میداد بنظرم ماهرو داره خودشیرین میکنه نکبت ولی دم حامی گرم
۵ سال پیشRaha
25صحبت های ارکان وحامی.حامی وهستی و.. بیشتر پارت هارو به خودش اختصاص میده دوبرابرشخصیت اصلی یعنی حامی وارامش.کاش نویسنده جون پارت های بیشتری قرار میدادالبته وقتی که باوجود مشغله میزارید ارزشمندوعزیز هست
۵ سال پیشهستی
25چیزه بخصوصی نداشت ممنون نویسنده فقط اگه میشه حجم پارت ها رو زیاد کنید
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
زینب
5یه لحظه فک کردم آرامش با پلاستیک زباله ها اومده دم در🤣🤣🤣🤣