آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت پنجاه و نهم :
ترس،وحشت و رعب احساساتی هستند که بدون شک هر انسانی روزی تجربهشان میکند.ترس کودک از تنهایی،ترس پیرمرد از مرگ،ترس از ارتفاع،ترس از تغییر و تحول،ترس از شکست و....
منشاء ترس بقاء است! ترس سر و کلهاش زمانی پیدا میشود که یک انسان بخواهد از منطقه امناش بیرون بیاید .رعب سد دفاعی انسان را بالا میبرد و حس شهامت را در او سرکوب میکند.اینگونه میشود که خیلی از انسانها دچار تصمیم
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥲🥲🥲
۱۱ ماه پیشپریسا؛
0هییییییی سپهر عوضیییی آفرین بردیا گودرت مند😭😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مشتاقم زودی به پارتهای مهیجمون برسی😍❤️ سپهر هم برای خودش هفت خطی بود🧐
۲ سال پیشمتین ۱۸
0این اهنگه همون اهنگی که ثامر باهاش جنون پیدا کرده بوده؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله همون آهنگه👌🏻
۲ سال پیشسارا
0سلام عزیزم، رمان خیلی خوبیه من از خوندنش واقعا لذت می برم ممنونم.
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم به جمع ما خوش اومدی😍 وجودت ماندگار✨️
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
1رسیدممممم🤩 اون زری خانوم از اون جایی که به سپهر می گفت با بردیا و بهار کاری نداشته باش و گوش نکرد... میره نقشه ی سپهر رو به دل آرا می گه و دل آرا کمکشون می کنه.یا خودش یا اینکه زنگ می زنه ب امیرسام
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
0زری خانوم *** رو میده به دل آرا و اونم دقیقا سر بزنگاه میرسه یا اینکه امیرسام کمکش میکنه... چرا باید دقیقا همچین جایی پارت ها رو تموم می کردم؟؟؟🫠
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم😍دقیقا بد جایی پارتها رو تموم کردی😂ولی باید بگم خبری از زری نبود.....
۳ سال پیشسارا
0اره این زری هم هست😱😱،ای مار موز بی خاصیت نمک نشناس
۳ سال پیشسارا
0خدایش زیر لباسش خونی چیزی قایم کرده که سپهر خوب گول بزنه🤔🤔🤔🤪🤭😁
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
کاش همچین چیزی بووود😂❤️
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شما دوس داری چاقو بخوره یا نه؟😂طرفدار امیرسام بودی کههه
۳ سال پیشDr.mb
3به به چقدر مهیج و عالی بود این پارت ضربان قلبم رو بالا برد واقعاا بله اگر ممکنه امروز پارت هدیه داشته باشیم 🙏صبر کردن تا یک شنبه خیلی سخته😅🫠
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام😍خوشحالم که دوست داشتید❤️متاسفانه پارت اماده نداشتم قرار بدم🥲
۳ سال پیشفرهود
0برگ هایم ...کاش امروز پارت هدیه داشته باشیم
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام💙متاسفانه پارت آماده نداشتم که قرار بدم🥲
۳ سال پیشیلدا
0ای وای چقدر دارک شد !پارت هدیه بذارید و خواهشن روز های پارت گذاری را زیاد کنید خیلی رمان عالی و مهیجه
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم❤️با عرض معذرت اصلا وقت نمیکنم روزهای پارتگذاری رو بیشتر کنم🥲
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0واااای پرامممم اخرش معلومه وضعیت حسین چی میشه😭