پارت پنجاه و هفتم :

بردیا به کارمند‌ها نگریست.پیدا کردن مجرم از میان آن‌ها دشوار بود.علی‌الخصوص که دیگر مدرکی هم نداشت.با آمدن مرد جوان ،پرنده هما روی شانه‌ سرگرد نشست.مرد با گند دماغی روبه سرپرست گفت
_لباس فرم من دوباره غیب‌ شده!صدبار به نظافتچی گفتم حواسش رو جمع کنه.
امیرسام و بردیا به یکدیگر نگاه کردند.گویا فرد نقاب‌دار کارمند این طبقه نبود!
امیرسام دست به سینه ایستاد.
_لباست قبلا هم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    2

    منم گفتم سپهره چون واقعا معلوم بود ازش خبری نبود و هیچ حرفی هم نمیزد تو اون متروکه ولی به احتمال زیاد لال نیس

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    👌🏻👌🏻👌🏻

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    1

    عاشق رمانتم محشره و حرف نداره آفرین به ذهن خلافت💚😍

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فدای تو❤️❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • Mina

    1

    نمی دونم چرا یه حس میگه که ثامر هم با سپهر همدسته ......

    ۲ سال پیش
  • Mina

    2

    نننننه ارهههههههههههههههههههههههههههههه حدسم درست وایسا الان ننت رو به عذات میشونم می دونستم سپهر و می تونه حرف بزنه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آرااااامش خودت رو حفظ کن عزیزمم🥲❤️😂

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    هورااااا درست گفتم💃💃آفرین تا 5 منم میرسم اگه روزی 30پارت بخونم میرسم بهتون نیلوفر جونم💋💋

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم😍❤️امیدوارم زودی به ما برسیییی که حسابی منتظرتم❤️😍❤️

    ۲ سال پیش
  • عادله.

    3

    ازهمون اول ب سپهر شک داشتم😅😎

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    چه قدر خوب😍❤️سپهر هم برای کلکی بود😂😁

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    1

    حدسم درست بود خودشه😟

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله درست حدس زده بودی😍

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    متاسفانه بله

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍مرسی مهربون❤️ به زودی مشخص میشه...😁

    ۳ سال پیش
  • زینب

    1

    ولی من اون قسمت که خونه متروکه رو آتش زد و هیج حرفی نزد بهش شک کردم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    درست حدس زده بودی👌🏻❤️

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    0

    مرد نقاب دار سپهر هست

    ۳ سال پیش
  • رها

    2

    وای خیلی عالی بود 😥

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام🥰خداروشکر که عالی بود❤️عزیز منی🦋

    ۳ سال پیش
  • فائزه

    2

    بابا چطوری دلت میاد اینجوری مارو تو خماری بزاری واقعا ...من تا فردا چطورررری صبر کنم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم به جمع ما خوش اومدی😍❤️دیگه یه نمه نویسنده بدجنسی‌ام کاریش نمیشه کرد😂❤️البته که پارت گذاری فردا نیست.سه شنبه پارت داریم🥲

    ۳ سال پیش
  • یلدا

    3

    من حس خوبی به سپهر ندارم اصلا ، خیلی معما ها پیچیدست من ده سالم فکر کنم از چیزیش سر در نمیارم ، مشخصه ذهن بسیار خلاقی دارید . عالی بود نیلوفر جان

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام 😍مرسی گلم‌❤️البته که معماها به ثامر مربوط میشه برای همین حلش کمی دشواره🥲

    ۳ سال پیش
  • Dr.mb

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم😍چه خوب که لذت بردید🥳 مرسی که همراه ما هستید✨️❤️

    ۳ سال پیش
  • سارا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آرههه😂منم هی دعا می‌کردم تو شک نکنی😂❤️

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اولین کسی که حدس زد کار کیه خودت بودی😂❤️تو پارت‌های قبل که تازه اومده بود

    ۳ سال پیش
کپی شد!