پارت بیست و چهارم :

داخل دستشویی که بودم، صدایش را شنیدم: کارت رسما از امروز شروع شده! به توضیحاتی که آرش داد عمل کن.
شب هم توی اتاقم منتظر گزارشتم.

با حرص گفتم : عقده ای بدبخت!
نمی دانم شنید یا نه، در هر صورت چیزی نگفت و رفت.

دست و صورتم را که شستم، رفتم بیرون.
گند کاری ام را از دور خانه جمع کردم، لباس هایم را عوض کردم و وارد حیاط شدم.

آفتاب مستقیم می تابید و هوا نسبتا گرم بود.<

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هستی

    1

    این چه سمی بود 😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • پناه

    0

    عاللللییی😍😍😍😍😍 گوووووود🤗🤗🤗

    ۵ سال پیش
  • ...

    2

    زررررررررررت دختر چه غروریم داره دیگه ما گفتیم غرور خوبه نه دیگه در این حد راجع به عکس شخصیت ها آرمان هیکلش به قیافش نمیاد

    ۵ سال پیش
  • محدثه

    4

    وای جرر اونجا که می خواست به جانکو غذا بده دنبالش کرد😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    4

    ب نظر من این همه غرور کاذب واسه ی دختر خوب نی ک باعث میشه همرو کمتر خودش ببینه و مثل ی سگ باهاشون رفتار کنه🤐😂

    ۶ سال پیش
  • سورنا

    7

    بیچاره حامی 🤣🤣🤣دلم براش میسوزه بدبخت ولی خب هر کی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • A.S

    2

    وااااااااااای خدای من فکم جررر خورد از خنده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 فقط اونجاش ک میخواس به جانکو غذا بده🤣🤣 این پارت بهترین پارت این رمان بود ممنون😂🤪

    ۶ سال پیش
  • نازنین

    4

    به نظر من آرام خیلی خوبه ولی حامی خیلی پرو هس ولی من از این رمان خیلی خوشم اومد

    ۶ سال پیش
  • نازگل

    6

    از نظر من آرامش خیلی بیش از حد مغرور و از خود راضیه که کاری باحامی کرد گه تمام غرور حامی روجلوی پاهاش زانو در آورد که از بی اعتماد به نفسی داشت خودشو با یه حیوون تو قفس مقایسه میکرد

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    7

    بنظره من آرامش بیش از حدمغروره و کارایی میکنه که غرور حامی شکست نباید تو سری خور باشه ولی اینهمه غروروم مزخرفه و اینکه حامی عالیهههه

    ۶ سال پیش
  • مائی

    1

    واییی چه قیافه ایم واس ببره می گرفت حالشو جااورد فایتینگ ببر جونم👍

    ۶ سال پیش
  • ...

    4

    بقول یکی از دوستان که قبلا گفته بود فکر کنم این حامی عاشق ماهرو شده😐💔😂

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    7

    بهش میگه آبجی چطوری عاشقش میشع😐😐😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • ...

    4

    به همه میگه آبجی😂😂به آرامشم گفت

    ۶ سال پیش
  • دختر جنگل

    22

    من به فکر میکنم ماهرو عاشق حامی شده ... چون حامی که بهش میگه آبجی ... .👍 ولی ماهرو این همه به حامی میرسه احتمال عاشق شدنش بیشتره ...بازم این نظر شخص منه 🙍

    ۶ سال پیش
  • ...

    2

    😂😂نمد ولی خیلی حرص میخورم وقتی ازش تعریف میکنه😐💔اصا به ارامش توجه نمیکنه که بعد چجور میخواد عاشقش شه؟😐😂

    ۶ سال پیش
  • دختر جنگل

    3

    به مرور زمان عاشقش میشه عزیزم

    ۶ سال پیش
  • Melina

    2

    وایی مردم از خنده این پارت خیلی خوب بود

    ۶ سال پیش
  • بارین

    5

    عالی خیلی خندیدم ولی خب رمانش عالی باشع نویسنده هچ توجهی به نظرات نمیکنه فک کنم 1000دفعه بیشتر گفتم عکسی دیگه از ارامش اینبارهم میگم عکس دیگه ای از ارامش

    ۶ سال پیش
  • نرگس نعمت زاده | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. خیلی کم فرصت می کنم بیام. چشم می گم عکس جدید بذارن

    ۶ سال پیش
  • ?بهار

    1

    خیلییی ممنون نویسنده جون🙏🙏🙏😘من خیلی وقته که منتظرم عکس جدید بزارین

    ۶ سال پیش
  • آرامش

    3

    فاز گرفتم اسم خودمو گفتم آرامش😐خیلی باحال بود😂 مخصوصا اونجا که حامی رفته بود بالای درخت.😂لامصب خیلی خوب بود😂😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • مبینا

    2

    عالیییییییییی بود نویسنده ی عزیز لطفا پارت ها رو زودتر بزارید

    ۶ سال پیش
کپی شد!