شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت بیست و پنجم :
صدای ماهرو را هم شنیدم که داشت وای ووی می کرد.
از لای شاخ و برگ درختان دیدم که آرامش دارد بدون ترس جلو می آید و می گوید : جانکو؟ بدو اینجا پسر. بدو بدو.
کمی آرام گرفت، اما همچنان پا پیچ من بود.
دوباره، این بار بلند تر گفت : جانکو می گم بیا اینجا. (کف دست هایش را بهم زد) سریع سریع.
جانکو مثل بچه های حرف گوش کن، در کمال تعجب سر به زیر انداخت و آرام آرام از درخت دور شد.
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسیم
4عالیع خدایش این پسرع حامی خیلی باحالع😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیشفاطی جون
2موخلصم چوخلصم وای جررررر😂😂 اولین روز کاری پر هیجانی داشت 😁😅
۵ سال پیشسورنا
4بدبخت حامی 🤭🤭🤭این از اولین روز کاریش خدا آخر و عاقبتش رو بخیر کنه😂😂😂😂😂
۶ سال پیشناشناس
1باید جای ماهور را با هستی عوض کنی و گرنه عالی❤
۶ سال پیشRAHAII
12بابا جزو ژانراش طنز هم باید میزاشتید. لاااااایک👍
۶ سال پیشدرسا
5وییی خدا هر سری جذاب تر میشه عاشقشش شدم عالیه رمانش لطفا تموم شد کاملشو بذارید من بازم بخونمش عالیهههه نویسنده ی گل گلاب دمت جیز
۶ سال پیشهانی
10رمان بسیار خوبیه فقط از این جاش بدم میاد ک آرامش هی زرت و پرت غرور حامی رو خورد میکنه نباید اینجوری باشه چون مهمترین چیز یک مرد غرورش.
۶ سال پیشNegarr
14وای چه باحال بود با اینکه طنز نیست من با همه قسمتش هاش کلی میخندم والی یکمیشم به سرخوش بودنم برمیگرده 😂😂😂😂😂
۶ سال پیشtaranoom
8رمان خوبیه لطفا زودتر پارت بزارین البته اگه میشه ی مقدار آرامش رو مهربونتر کنین تا اخلاقش باعث نشه حامی غرورش خورد شه ولی در کل رمان خیلی خوبیه دست سازنده و نویسنده اش درد نکنه 💖💖
۶ سال پیشدختر الماس
3عالیه ولی خیلی دیر پارت میزارین
۶ سال پیشزهرا
2میشه بگید رومانش طولانی یانه
۶ سال پیشخخخخ
10راستش رو بخواهید زیبا بود . و البته باید بگم که منتظر پارت بعدیتون میمونم 😉😉😉
۶ سال پیشپری
15عالی بود اما خواهشاًزودبه زودپارت هار وبزارید ممنون ازنویسده دستش دردنکنه
۶ سال پیش..
7عالیه
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آیلی
3به مولا اگه حامی عاشق ماهور بشه یا ماهور عاشقش بشه و اینا دیگه نمیخونم😂