میانبر به تباهی به قلم ستاره لطفی
پارت ده :
«پارت هدیه به همراهان عزیز💗»
با تعجب زیر لب زمزمه کرد:
- وای خدا چه قشنگه!
دقیقاً روبهرویِ هتل بود. دستی به درب شیشهایِ دو لت کشید و چشمانش را درشت کرد. پاهایش را جلوتر برد که در بهطورِ اتوماتیک باز شد. با ترس دستش را روی قلبش گذاشت و نفسِ عمیقی کشید. در ذهÙرمان فوق برای چاپ ارسال شده است و دیگر امکان مطالعه آن وجود ندارد. با تشکر از درک و توجه شما خوانندگان عزیز
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

ستاره لطفی | نویسنده رمان
عزیزدلم💗
۳ سال پیشمرضیه
1عالیه این پارت کاش تعداد پارتارو بیشتر میکردین دستت درد نکنه نویسنده
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
حتما عزیزم💗
۳ سال پیشترانه
2جای حساسش تموم شد🫣 پارت جدید پلیززز🥲
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
چشم
۳ سال پیشسیتا
2واییییییییییی چی بود یعنی
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
😬👀
۳ سال پیشFati
2رمانت و قلمت واقعا خیلی خوبه❤🌹 تا پارت بعدی بی صبرانه منتظرم
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
ممنون چشم🥰🌱
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ملیکا
0من که خیلی هیجان دارم