آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت بیست و هفتم :
با گذشت زمان زخمها کهنهتر ،خاطرات کمرنگتر و درد ها بیصداتر میشوند.زمان انسان را محکوم به ادامه دادن میکند و با وجود هر چیزی که تجربه کرده است باید سر تا بایستد و ادامه بدهد اما فراموشی در کار نیست.انسان قرار نیست چیزی را فراموش کند!فقط آن را در گوشهای از روحاش دفن میکند و مجدد به استقبال زندگی میرود.
بهار از آن حادثه جان سالم به در برد اما گاهی کابوس مهمان شبهاÛ
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
تو که قلبمی مهربون🧡
۳ سال پیشاسما
0وای ای جونم نویسنده ها هم کتابا همو میخونن🥹🥹
۷ ماه پیشترنم
0رابطه خواهر برادریشونو دوست دارم..خداروشکر بهار نامه رو ندید وگرنه بهم میریخت
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
منم خیلی رابطه بین بهار و بردیا رو دوست دارم🥰🥰
۱ سال پیش۳۱۳
0ممنونم
۲ سال پیشسیتا
1اهوووووو جالب شد حالا چی میشه
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️✌️
۳ سال پیشسارا
1سلام، خوبی نیلوفرجونی،مثل همیشه عالی
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام مرسی مهربون❤️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آزاده دریکوندی
0با گذشت زمان زخم ها کهنه تر، خاطرات کمرنگ تر و دردها بی صدا تر می شوند... ادامه بدهد اما فراموشی در کار نیست💚 پاراگراف اول خیلی عالی بود. عاشقش گشتم💚