پارت شانزده :

امیرسام در مجاور کافه‌قنادی رز پارک کرده بود.سقز نعناعی را می‌جوید و نقشه را در ذهن‌اش مرور می‌کرد.به واسطه عکسی که دل‌آرا آورده بود،به خواهر بردیا رسید.بهار بر خلاف پدر و برادر‌‌‌ش اهل تفنگ و خشونت نبود و در دنیای خود کیک و شرینی می‌پخت.امیرسام عطر بولگاری فالکار را از داشبورد بیرون آورد و گردن‌اش را به آن آغشته کرد.در کسری از ثانیه بوی سقز نعناع با رایحه مشک و عود مخلوط شد.این ع

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مقتول نیلو هستم

    0

    سقز نعناع چیه بوی چی میده؟ نتم نیست بدونم یعنی چی😭

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بوی نعناع میده

    ۵ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بهار خانم شاید عاشق شدی..عاشق ی ادم اشتباه😫

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاید....😁🤭

    ۱۱ ماه پیش
  • علیرضا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام به آخرین گلوله خوش اومدید😍امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید🌹😍

    ۲ سال پیش
  • ۳۱۳

    0

    سلام واقعا این رمان عالیه همیجور که من هنوز به پارت ۲۰ نرسیدم اما رمانش عالی دم نویسنده اش خیلی خیلی گرم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 ممنون از لطفت عزیزم❤️ به آخرین گلوله خوش اومدید.امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • Mahla

    1

    خیلی حال میکنم با این امیرسامممممم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    توصیفات این پارت رو دوست داشتم👍🙃

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزی💜

    ۳ سال پیش
  • ناشناس

    1

    دلم برای بهار میسوزه🤥🤥🤥

    ۳ سال پیش
  • سارا

    2

    سلام نیلوفر جون بازم امیر سام از دستم دررفت🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بذار هر وقت دورش خلوت شد صدات میکنم😂

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    سلام، نه دیگه نمیخوامش هموم برای بهارودل ارا، بود چی بوداونا ارزونی خودشون این دفعه بده این حسینو ویا بردیاببرم،

    ۳ سال پیش
  • Nazi

    3

    عالیه گلم بهترینی موفق باشی

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم💜🌹

    ۳ سال پیش
  • Narges

    1

    عالی

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️🌹

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    2

    من بازم پارت می خوام🥺😢😢😥دلم برای بهار میسوزه طبیعیه آیا؟ بچه به نظر دختر خوبیه🤔🧐😂 مرسی نویسنده جون😘🥰🌹🌹🧡🧡

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!