پارت شانزده :

امیرسام در مجاور کافه‌قنادی رز پارک کرده بود.سقز نعناعی را می‌جوید و نقشه را در ذهن‌اش مرور می‌کرد.به واسطه عکسی که دل‌آرا آورده بود،به خواهر بردیا رسید.بهار بر خلاف پدر و برادر‌‌‌ش اهل تفنگ و خشونت نبود و در دنیای خود کیک و شرینی می‌پخت.امیرسام عطر بولگاری فالکار را از داشبورد بیرون آورد و گردن‌اش را به آن آغشته کرد.در کسری از ثانیه بوی سقز نعناع با رایحه مشک و عود مخلوط شد.این ع

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مقتول نیلو هستم

    0

    سقز نعناع چیه بوی چی میده؟ نتم نیست بدونم یعنی چی😭

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بوی نعناع میده

    ۷ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بهار خانم شاید عاشق شدی..عاشق ی ادم اشتباه😫

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاید....😁🤭

    ۱ سال پیش
  • علیرضا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام به آخرین گلوله خوش اومدید😍امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید🌹😍

    ۲ سال پیش
  • ۳۱۳

    0

    سلام واقعا این رمان عالیه همیجور که من هنوز به پارت ۲۰ نرسیدم اما رمانش عالی دم نویسنده اش خیلی خیلی گرم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 ممنون از لطفت عزیزم❤️ به آخرین گلوله خوش اومدید.امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • Mahla

    1

    خیلی حال میکنم با این امیرسامممممم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    توصیفات این پارت رو دوست داشتم👍🙃

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزی💜

    ۳ سال پیش
  • ناشناس

    1

    دلم برای بهار میسوزه🤥🤥🤥

    ۳ سال پیش
  • سارا

    2

    سلام نیلوفر جون بازم امیر سام از دستم دررفت🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بذار هر وقت دورش خلوت شد صدات میکنم😂

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    سلام، نه دیگه نمیخوامش هموم برای بهارودل ارا، بود چی بوداونا ارزونی خودشون این دفعه بده این حسینو ویا بردیاببرم،

    ۳ سال پیش
  • Nazi

    3

    عالیه گلم بهترینی موفق باشی

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم💜🌹

    ۳ سال پیش
  • Narges

    1

    عالی

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️🌹

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    2

    من بازم پارت می خوام🥺😢😢😥دلم برای بهار میسوزه طبیعیه آیا؟ بچه به نظر دختر خوبیه🤔🧐😂 مرسی نویسنده جون😘🥰🌹🌹🧡🧡

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️