آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت شانزده :
امیرسام در مجاور کافهقنادی رز پارک کرده بود.سقز نعناعی را میجوید و نقشه را در ذهناش مرور میکرد.به واسطه عکسی که دلآرا آورده بود،به خواهر بردیا رسید.بهار بر خلاف پدر و برادرش اهل تفنگ و خشونت نبود و در دنیای خود کیک و شرینی میپخت.امیرسام عطر بولگاری فالکار را از داشبورد بیرون آورد و گردناش را به آن آغشته کرد.در کسری از ثانیه بوی سقز نعناع با رایحه مشک و عود مخلوط شد.این ع
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بوی نعناع میده
۵ ماه پیشترنم
0بهار خانم شاید عاشق شدی..عاشق ی ادم اشتباه😫
۱۱ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شاید....😁🤭
۱۱ ماه پیشعلیرضا
0عالی
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام به آخرین گلوله خوش اومدید😍امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید🌹😍
۲ سال پیش۳۱۳
0سلام واقعا این رمان عالیه همیجور که من هنوز به پارت ۲۰ نرسیدم اما رمانش عالی دم نویسنده اش خیلی خیلی گرم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام😍 ممنون از لطفت عزیزم❤️ به آخرین گلوله خوش اومدید.امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید❤️✨️
۲ سال پیشMahla
1خیلی حال میکنم با این امیرسامممممم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر😍
۲ سال پیشآزاده دریکوندی
0توصیفات این پارت رو دوست داشتم👍🙃
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزی💜
۳ سال پیشناشناس
1دلم برای بهار میسوزه🤥🤥🤥
۳ سال پیشسارا
2سلام نیلوفر جون بازم امیر سام از دستم دررفت🤣🤣
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بذار هر وقت دورش خلوت شد صدات میکنم😂
۳ سال پیشسارا
0سلام، نه دیگه نمیخوامش هموم برای بهارودل ارا، بود چی بوداونا ارزونی خودشون این دفعه بده این حسینو ویا بردیاببرم،
۳ سال پیشNazi
3عالیه گلم بهترینی موفق باشی
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم💜🌹
۳ سال پیشNarges
1عالی
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️🌹
۳ سال پیشآرامش
2من بازم پارت می خوام🥺😢😢😥دلم برای بهار میسوزه طبیعیه آیا؟ بچه به نظر دختر خوبیه🤔🧐😂 مرسی نویسنده جون😘🥰🌹🌹🧡🧡
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم❤️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مقتول نیلو هستم
0سقز نعناع چیه بوی چی میده؟ نتم نیست بدونم یعنی چی😭