پارت سوم :

به خودرو که رسیدند،سرتا پای هر دویشان خیس شده بود! دست کمی از موش آب کشیده شده نداشتند! بردیا از صندوق عقب سوییشرت مشکیش را بیرون آورد و سوی دختر گرفت.
_اینو بپوش!
دختر درحالی که مثل بید می‌لرزید،دستش را سوی لباس دراز کرد و در همین حین،نگاهش را به سرگرد دوخت.چشمان آبی رنگش باوجود ترس، آرامش عجیبی داشت و مانند دریا هرکس را در خود غرق می‌کرد! آرام زمزمه کرد:
_ممنون سرگرد.
_اسمت چیه؟
_دلآرا .دلآرا مهری.
_خانواده ای داری؟کسی هست که بهش خبر بدم؟
دلارا با ناراحتی سری تکان داد و مغموم گفت:
_نه!من هیچکسی رو ندارم!
_متوجه شدم.باید برای یه سری گزارش بری کلانتری!
دختر خواست حرفی بزند که حسین همراه با بقیه تیم سوی آن دو آمدند.حسین با کلافگی دستی به صورتش کشید و گفت:
_هیچ اثری از پلنگ سیاه نبود!
بردیا از دختر روی برگرداند و سوی حسین چرخید.
_میدونم.پلنگ سیاه حرکت کرده.یه کشتی آماده کن.
نگاهِ خسته حسین،رنگ تعجب به خود گرفت.
_دیوونه شدی؟تو این هوا میخوای بزنی به دریا؟تازه خودت خوب میدونی که از این جا به بعدش دیگه به ما مربوط نیست!
بردیا با عصبانیت یقه خیس حسین را میان انگشتانش گرفت و او را سوی خود کشید.
_فرمانده این تیم منم و منم که تصمیم میگیرم چیکار کنیم.به جای نصیحت، به من بگو چرا ارسلان نگفت زودتر حرکت میکنن؟
حسین با دلخوری به چشمان سرخ او خیره شد.
_نمیدونم.شاید موقعیتش رو نداشته! ولی الان به دریا رفتن حماقته!
کفر سرگرد بالا آمد.او را به ماشین کوباند و صدایش را بالا برد.
_به ولله قسم اگه یه بار دیگه رو حرفم حرف بزنی ،من میدونم با تو! کاری هم ندارم رفیقمی! شیرفهم شد؟
پیرهن مچاله شده اش را از بین انگشتانش رها کردم.حسین لباس اش را صاف کرد و نگاهش را از او دزدید.بدون هیچ سخنی آنجا را ترک کرد تا درخواست او را انجام بدهد!
_همین الان برو یه کشتی آماده کن.
دلآرا حسابی ماتش برده بود.سرگرد پاک فداموش کرده بود که او نیز در آنجا حضور دارد.یکی از افرادش را صدا زد تا دختر را به کلانتری ببرد تا اظهاراتش را ثبت کند.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    عالیه واقعا مرسیی عاشقش شدم خیلی عالیه

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر😍

    ۱ سال پیش
  • پرناز

    0

    عالی و جنایی دوسش دارم البته مناسب هر سنی ام نیست

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم😍✨️

    ۲ سال پیش
  • fatima

    1

    😍😃

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💜❤️

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    خوب

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش اومدید به آخرین گلوله❤️امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید🥺

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    به به چشم آبی🥲🤣

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁❤️

    ۲ سال پیش
  • مبینا

    0

    عالیه رمانش

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 به آخرین گلوله خوش اومدید❤️ امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید✨️❤️

    ۲ سال پیش
  • پناه

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام به آخرین گلوله خوش اومدید❤️امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید😍❤️

    ۲ سال پیش
  • زینب

    0

    اول اسم و بعد خلاصه ی رمان نظرم رو جلب کرد و حالا هم که زیبایی اش فقط امیدوارم که توقعم نصبت به رمان زیاد تر از حد نباشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 به آخرین گلوله خوش اومدی❤️ممنونم از لطفت✨️ قول میدم از خوندنش پشیمون نشی❤️

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    پارتاش خیلی کمههه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام به جمع ما خوش اومدی دوست عزیز❤️ جلوتر که بری پارت‌ها حسابی طولانی میشه😉

    ۲ سال پیش
  • پروانهsi

    1

    قشنگه خوشم اومد😀🤩

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • مهدیه

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام به جمع ما خوش اومدید😍 امیدوارم از خوندنش حسابی لذت ببری❤️

    ۲ سال پیش
  • samira

    0

    👌👍

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • بانو

    0

    😘😘

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به جمع ما خوش اومدید❤️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفرشریفی

    0

    عالیه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام🥰 به جمع ما خوووش اومدی❤️همراهی ت همیشگی🍭✨️

    ۳ سال پیش
  • ۰۰۰

    0

    عالی

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍به جمع ما خوش اومدید❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!