پارت صد و سوم :
چرا یهو این طوری کرد؟ ناراحت شد؟ حسودی کرد؟
وای آیلی تو هم با این توهماتت، بتونی از این قضیه که همه پسرا لزوما عاشقت نیستن کنار بیای دیگه مشکلی نداری.
با چشمهام رفتن یاشار رو دنبال کردم که بیرون رفت اما در رو نبست. آخی عزیزم احتمالا برای من غیرتی شده دیگه نه؟ یه وقت این کارهاش برای این نباشه که میترسه من آیدین و بخورم؟
آیدین از حواس پرتی من استفاده کرده و روی تخت دراز
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آزیتا
6تر رو خدا دوشنبه باز پارت بزار
۳ سال پیشپرنس
11صلی علی محمد پارت جدید خوش آمد😂پارت باحالی بود ولی یکمی شخصیت آیدین داره میشه مثل اون هزارتا پسر رمانای کلیشه ایی که زیر پوستی به دختره میگن نرو پیشم بمون میخوامت و فلان، آیدین ما فرق داره تغییرش بده
۳ سال پیشاسرا
8عالیه قصه بلبل هم زیبابود
۳ سال پیشساحل
3نویسنده جون خیلی ممنونم واسه پارت گذارید😍❤️ میشه آیلی نره و پیش یاشار و آیدین و آیاز بمونه؟؟🥺🥺
۳ سال پیشآنیسا
15رمانت خیلی قشنگه ولی خواهشا رو نظم پارت گذاری کن اصلا طبق روزایی که نوشتی رمان نمیزاری و حتی حجم پارت ها هم خیلی کمه قبول دارم کار سختیه ولی وقتی شروع میکنی باید تمام مسئولیت و سختیش و قبول کنی
۳ سال پیش.
2عالی
۳ سال پیشهلن
3چی جذابی نداشت این پارت بنظرم🥲♥️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

!(: یاشیل قیز
5نسترن بانو ادامه بده قوی تر از قبل ما منتظرتیما:) بیخیال همه بدخواها! هرچقدرم برای این رمان صبرکنم ارزششو داره چون زیباس!:)💚✨