پارت صد و دوم :
من که منظوری نداشتم اما خدا شاهده رنگ از صورت آیدین پرید. جدی خیلی کنجکاوم بدونم داره به چی فکر میکنه! اصلا فکر نمیکردم یه روزی این وجه آیدینم ببینم.
خب مثله اینکه اونقدرهام شیربرنج نیست، یه چیزایی حالیشه بچه.
- ب... برای چی؟
- فکر کردی نفهمیدم؟ اینکه تنهایی میترسی؟ میدونم از تاریکی مطلق وحشت داری... ولی من که نمیتونم دم به دقیقه برم بیام. بیا یه جا بمونیم، قول میدم
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
ساتیا
2بچمم غذا میدادی چی میش هااااا یاشار طوفلوکوم
۳ سال پیش
3اول برای ایلی حناق شد بعد برای آیدین رویا شد بعد برای یاشار زهرمار شد غذا😂😂ولی عالیه تا اینجا
۳ سال پیشساحل
4عرررررر جیگرم واسه یاشار کباب شد 😭💔😂
۳ سال پیشسمیرا
10آیدین خیلی بامزس به آیلی میاد چه عاشقانه رفتارکردن
۳ سال پیشهلن
9رمانت عالیه عزیزم خیلی متفاوته و زیبا. . راستش ایلی به همشون میاد نمیشه بگم با کدومش بهتره🥲😂 میدونم خودت بهتر میدونی چیکار کنی و با کدومش رمان جذابتر میشه موفق باشی عزیزم♥️
۳ سال پیشسارا
8یاشار رو ناراحت کرد چراااا🥲 نسترن جون نمیشه تهش ب یاشار برسه 😭
۳ سال پیشآزیتا
7ای خدا تا شنبه باید صیر کنیم اونم اگه نوسینده بزاره
۳ سال پیشواری
20باحال بود پارتش😂 ببین نسترن جون وقتی سر وقت میزاری پارتارو چه به دل ادم میشینه
۳ سال پیشMA
21واوووووووووووووووووو الهی امیدوارم آیدین ، آیلی رو دوست داشته باشههههه
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شیلا
2فقط اون لبخند ملیحش حس شکست عشقی بم دست داد ، ولی من بش دست ندادم، رفت ی چک زد تو صورت یاشار 🤣💔😐☹🤪