پارت صد و چهارم :


- آیلی؟ بیداری؟ آیلی؟
اممم... کیه؟ چی میگه؟ آیلی کدوم خریه؟ این کدوم احمقیه نصفه شبی مردم و صدا میزنه؟
خیلی کم لای چشم‌های به هم چسبیده ام رو باز کردم و به دور و بر خیره شدم. همه چی تاریک بود و حس خفگی تو کل جونم افتاده بود.
اینجا دیگه کجاست؟ من دیگه کیه‌ام؟
دستم رو حرکت دادم و توی دور و برم چرخوندم که یهو با یه چیز نرم برخورد کرد.
این چیه؟ چرا گرده؟ چرا نرمه؟ چرا نا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شیلا

    0

    عالی عالی ❤

    ۳ سال پیش
  • سارا

    9

    یاشار بچم تو داره 🥲

    ۳ سال پیش
  • آزیتا

    10

    دقیقا از این نظر که ادامه رمان رو اصلا نمیشه پیش بینی کرد واقعا جذاب ولی این که همش منتظریم که ببینم کدوم عاشق ایلی میشن یکم خسته کنند ولی نسترن بانو ما همیشه کنارتیم همین طوری پر قدرت ادامه بده

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    3

    آیلی خواهرایازآیدبن بایاشارازدواج میکنه تکمیل شدامیدوارم

    ۳ سال پیش
  • باران

    10

    این سردرگمی بین شخصیتا دیگه به جای جالب داره مزخرف میشه ! ژانر رمان نوشته عاشقانه ولی با وجود صد و چهار پارت هنوز سردرگمن 😞

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    3

    🥲🥺دلم برای ایلی سوخت

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    11

    طفلی آیلی تخریب شخصیتیش کردن۲تایی

    ۳ سال پیش
  • آزیتا

    11

    شیطونه میگه یاشار رو بگیرم خفه کنم

    ۳ سال پیش
  • آوین

    10

    خیلی عالیه ولی چرا انقد کم بود ...

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️