پارت هفتاد و پنجم :

کمی بعد تاکسی گرفتم و خودم را به هتل رساندم.
به اتاقم که بازگشتم.
با سرعت لباس هایم را کند زدم و به سمت حمام رفتم
دوش اب داغ تنها چیزی که بود نیازش داشتم.
فردا باید برای عکاسی به لوکیشن جدیدی میرفتیم.
و من نمیدانستم چه طور قرار است با آروی رو در رو شوم.
به سختی خوابم برد
صبح با صدای الارم گوشی به سختی چشم گشودم.
سرم درد میکرد و کل بدنم ازرده و کوفته بود
به سخØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سوره سم زاده

    0

    ۸رهتد۹لخوفوخ۰۰خدف 🥲 مرجان تو معرکه ای

    ۴ سال پیش
  • ‌.

    0

    تو این پارت خیلی از کلمه *سخت استفاده شد

    ۴ سال پیش
  • Sama

    9

    مثل اینکی مستر کینگ خیلی دلخوره 😂

    ۴ سال پیش
  • Yalda

    4

    اوففف چه بزن بزنی شدهههه😂

    ۴ سال پیش
  • میسا

    2

    چیزی ندارم بگممم:)))))) بغض!:)

    ۴ سال پیش
  • ....

    5

    میگیم بیبیندی🦖 چرا انقدر رو مخ میری مستر کینگ؟

    ۴ سال پیش
  • ghazal

    5

    فشار چیه دارم می رقصم:)😂🙂 چرا جناب پرنس آنقدر آیسو رو حرص میده!::::::)🙂😂😭 دصشننشنشنشپ

    ۴ سال پیش
  • Nfs

    2

    من چرا باید این سمی که اون لباس تن اروی باشرو تصور میکردم🤣🤣 عاشق جمع اروی اخع🤣واییی فکرش ینی🤣 اروی خان ولی بچم خیلیم خوب سرش میشع ولی دیر پا میده تازه تو فعلا نامزد داری هرچیم دوسش نداشته باشی🙄

    ۴ سال پیش
  • Ghazal

    2

    هوووم اصلا اروی وارد هر قسمت رمان میشه من تپش قلب می گیرم چ برسه ب ایسووو

    ۴ سال پیش
  • Nfs

    3

    اروی میخ کوب تو میشه با اون تیپ ابی ملایمت کع خود سیندرلایی و کیوت قربون طعنت بشم و اروی که حرص میدع🙄😂دیدی گفتمم من که میدونستم اروی خبر نداشت بلاخره پیش بینیم درباره رمانای مرجان درست دراومد🤣💃🏻

    ۴ سال پیش
  • Nfs

    5

    مرجانیم که رفتی تحقیق کردی و قشنگ برامون توصیف کردی این جای زیبارو رو چقد دوست دارمم🥺🥺 شیدا جان شما خودت یه شایعه ای که وجود داری 😂😂😂نباید وجود میداشتی ولی داری😂

    ۴ سال پیش
  • Nfs

    2

    ایزابللل خیلی دوست دارمممم عاشقتممممم که طرف زوجمی از همون اول حس خوبی بهش داشتم🥺😍 خفن بودن دخترمونُ که وقتی هیچکی حق نزدیک شدن به یارو رو نداشت ایسو رفت باهاش رقصید😂😈

    ۴ سال پیش
  • HASTI

    1

    عالی بودددد😍👍

    ۴ سال پیش
  • باران

    7

    تایم انتظار تا پارت بعد رو میتونم به عبور از یه جاده خاکیه کوهستانی که گلی م است با یه پیکان تشبیه کنم

    ۴ سال پیش
  • Hana

    2

    سخفصفسخفیجهعمعنسعحفخسسعسسحع من آرومم ارومممممممم

    ۴ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️