پارت هشتاد :

با بهت سرم و چرخوندم .گیج به هاردین زل زدم.
با اخم به ویولت زل زد
-یه کاری داشتم.
ویولت دستش و به کمرش زد و گفت:
_عه!؟ اون وقت چیکارش داری!؟
هاردین هنگ کرده دستی به پشت گردنش کشید:
_چیز …
یک تای ابروم و با بهت بالا انداختم.
ویولت با خنده گفت:
_خب!؟؟
هاردین با غیض به ویولت زل زد و نگاهش برق زد که ویولت به عقب پرت شد و افتاد روی صندلی.
_خیلی حرف میزنی بچه!

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سوگیی

    0

    🤍🤍🤍🤍

    ۳ سال پیش
  • anim

    1

    عالی بود

    ۵ سال پیش
  • لیلی

    8

    خیلی ممنون بخاطر پارت ولی بعد سه هفته فقط یکی سر این رمان خدایی خیلی ظلم کردین به هر حال بازم تشکرررر 😐

    ۵ سال پیش
  • Ghazal

    11

    مرسی مرجان جون از پارت به موقعت.. امیدوارم روال پارت گذاری همینطوری طبیعی و به موقع پیش بره انشاالله تا پایان فصل اول..موفق باشی

    ۵ سال پیش
  • :)

    4

    فصل دومیمممم😂

    ۵ سال پیش
  • !

    1

    مرررررسییییی

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️