ندیم به قلم نرگس نعمت زاده
پارت بیست و یک :
نگاهم را به بیرون دوختم.هنوز کمی بیشتر نرفته بودیم که آن دختر را دیدم. به او اشاره کردم و خطاب به پدر گفتم : آقا جون اوناهاش. اون دختره.
برای لحظه ای رد انگشتم را گرفت و دوباره نگاهش را به رو به رو دوخت.
سری تکان داد و گفت : خوبه زود دوست پیدا کنی. اما توی انتخاب دقت کن.
- حتما. چشم. فکر کنم مسیرمون یکیه. امروز هم گفت با هم بریم.
- خب خوبه دیگه. فردا ازش بپرس اگه مسیر یکی بود با ه
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

L.D
5چطوووووور انقدر مثبتهههههه