ندیم به قلم نرگس نعمت زاده
پارت هجده :
با خستگی، دست به کمر زدم.نگاهی به ساعت انداختم . 9 شب را نشان می داد. فکر کنم سه ساعتی می شد که مادر و پدرم در خواب ناز به سر می بردند. اتاقم را کامل، آنطور که باب میلم بود چیدم. با دیدن اتاق، خستگی از تنم در رفت. یاد نازنین افتادم. هنوز نیامده، دلتنگش شده بودم.
گوشی ام را برداشتم و شماره اش را گرفتم. انگار او نیز منتظرم بود. چون زودتر از همیشه پاسخ داد.
- الو؟
- الو سلام نازنین خوبی؟
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
عشقمRASWL
1چرا پارت گذاری نمیشه ؟
۵ سال پیش---
0امتحاناش سنگینه فک کنم...موفق باشن در هر صورت
۵ سال پیشمهرو
7امروزم ک پارت نداشتیم ب نظر من این پارت گذاری نامنظم فقط باعث دلزدگی خواننده میشه یا رمان آنلاین نباید هر نویسنده ای بزاره یا باید ضوابط رعایت بشه قرار نیس جون رایگان و تعهدی نیس بی تفاوت باشی بهش🙄😶
۵ سال پیشنیایش
2شما که گفتین زمان پارت گزاری درست میشه چرا پس یه هفته پارت ارسال نکردین؟ حداقل حرف الکی نگین
۵ سال پیشM
2لطفا زود تر پارت هارو بزارین
۵ سال پیشاسرا
7سلام نویسنده ممنون پارت طولانی بودمنتظرعاشقانه هاشیم
۵ سال پیش---
12میگم خوبه ها ولی فک کنم رمان های الان ها بد عادتم کرده نمیدونم ولی این رمان خیلی شسته رفته و اتوکشیده، پاستوریزه، سوپرمودبانه، سنتی، مذهبی. یه نمه عجیبه. دوس دارم بدون چی سر دختر سوسولمون میاد تا اخر.
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سیتا
0مثل این که از پارت جدید خبری نیست