پارت هجده :

با خستگی، دست به کمر زدم.نگاهی به ساعت انداختم . 9 شب را نشان می داد. فکر کنم سه ساعتی می شد که مادر و پدرم در خواب ناز به سر می بردند. اتاقم را کامل، آنطور که باب میلم بود چیدم. با دیدن اتاق، خستگی از تنم در رفت. یاد نازنین افتادم. هنوز نیامده، دلتنگش شده بودم.
گوشی ام را برداشتم و شماره اش را گرفتم. انگار او نیز منتظرم بود. چون زودتر از همیشه پاسخ داد.
- الو؟
- الو سلام نازنین خوبی؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سیتا

    0

    مثل این که از پارت جدید خبری نیست

    ۵ سال پیش
  • عشقمRASWL

    1

    چرا پارت گذاری نمیشه ؟

    ۵ سال پیش
  • ---

    0

    امتحاناش سنگینه فک کنم...موفق باشن در هر صورت

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    7

    امروزم ک پارت نداشتیم ب نظر من این پارت گذاری نامنظم فقط باعث دلزدگی خواننده میشه یا رمان آنلاین نباید هر نویسنده ای بزاره یا باید ضوابط رعایت بشه قرار نیس جون رایگان و تعهدی نیس بی تفاوت باشی بهش🙄😶

    ۵ سال پیش
  • نیایش

    2

    شما که گفتین زمان پارت گزاری درست میشه چرا پس یه هفته پارت ارسال نکردین؟ حداقل حرف الکی نگین

    ۵ سال پیش
  • M

    2

    لطفا زود تر پارت هارو بزارین

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    7

    سلام نویسنده ممنون پارت طولانی بودمنتظرعاشقانه هاشیم

    ۵ سال پیش
  • ---

    12

    میگم خوبه ها ولی فک کنم رمان های الان ها بد عادتم کرده نمیدونم ولی این رمان خیلی شسته رفته و اتوکشیده، پاستوریزه، سوپرمودبانه، سنتی، مذهبی. یه نمه عجیبه. دوس دارم بدون چی سر دختر سوسولمون میاد تا اخر.

    ۵ سال پیش
کپی شد!