شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت شصت و ششم :
بشوم یک دختری که هیچ چیز برایش مهم نیست و فقط زندگی می کند.
نگاهم را از آنان گرفتم، دفتر و آلبوم را برداشتم و رفتم داخل.
وارد اتاقم که شدم، مستقیم به سمت ضبط صوت کوچکم رفتم.
دکمه اش را زدم و رفتم روی صندلی پشت پنجره ی اتاق نشستم.
صدای موزیک در اتاق پیچید.
- دلم می خواد یه چند وقتی تو این دنیا نباشم.
تو دنیایی که من حتی نمی دونم کجاشم.
چه جوری رد بشم وقتی همه پ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ریحانه
17اره منم خیلی می ترسم این حامی عاشق ماهروه شه ولی متمعاا که ماهروو عاشقش شده خدایا نکن این کارو با دل ما😭😨
۶ سال پیشحاتم
2مطمئنن
۶ سال پیشزهرا
6مطمئناً |:
۶ سال پیشهستی
7یه چیزی بگم ژانر رمان پلیسی پس آرامش پلیس و مامان باباص هم پلیس بودن اما با اونیکی پلیسا فرق داره شاید مخفی باشه و به قول پری جان حاجی هم کمکش میکنه من نخوندم حدس زدم فقط🍁🍁❤️
۶ سال پیشnasrin
9ممنون یه سوال..اسم اهنگ ارامش چیع؟
۶ سال پیشدختر جنگل
12من این آهنگو گوش دادم، آهنگ درد از ایهام هست عزیزم
۶ سال پیشnasrin
3مرسی گلم😘😘😍
۶ سال پیشftm
5مگه بچه رو رو گاز میزارن😂
۶ سال پیشپری
40این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
هستی
8دقیقا ولی فکر نمیکنم پلیس باشه پلیس مخفی شاید
۶ سال پیشزهرا
13من واقعا کم کم دارم میترسم حامی هم عاشق ماهرو شه😭😡😡
۶ سال پیشفاطی
23مرسی واقعا از نظراتون دوستان اینده نگر چند مرحله دیگت همین جوری پیش بریم احتمالا نویسنده دیگه ای چیزی نداره رو کنه😂😂
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Samin
9ماهرو هم بدش نمیاد ها با حامی باشه🙄😂