شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت شصت و پنجم :
شروع کردم به خواندن دست نوشته های پدرم.
- هیچ وقت به کمتر از لیاقتت راضی نشو. این یعنی خیانت به خودت......
"همیشه یه تاج نامرئی بالای سرت داشته باش.شأن و احترامت باید حفظ بشه."
" رمز موفقیت من: وقتی دیگران ترمز می کنن، من گاز می دم"
"از خاکستر یک دختر شکسته، یک جنگجو بیرون میاد"
جمله ی آخر را چندین بار خواندم.
آخرین روز دیدار با پدرم را به یاد آوردم.
همØ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
Samin
4حامی هم آدم شده هااا🙁😂 عالی بود فوق العاده❤
۶ سال پیشیگانه
7این رمان محششره من قسمت های جلوییش رو خوندم عالیه و عالی تر هم میخواد بشه توصیه میکنم ولش نکنین والبته قسمت های عاشقانه اش هم عالیه نویسنده 🤭👌🤣
۶ سال پیشحاتم
7ببخشی یگانه این رمان کجا خوندی
۶ سال پیشدنیز
11اخییییی😢😢 دلم برای آرامش سوخت بیچاره 😭😭
۶ سال پیشفضولو بردن جهنم
15دیگه دلم نمیخوا بهش بگم اون یه دختر قویه بین یه عامه گرگ خوبه که سرپا وایساده 😪🤧
۶ سال پیشخخخخخ
25از نظر من حامی عاشق ماهرو نیست و این رو همه ی شما ها میدونید . ولی خیلی ضایع هست که ماهرو حامی رو میخواد.و ماهرو نمیدونه که حامی اصلا اونو به قیافه ی زن ایندش نمیبینه .برای همین من از ماهرو بدم میاد.
۶ سال پیشS_a_ra
14واقعا دلم برا ارامش میسوزه .حق داره مغرور باشه اینقدر🙁🖤
۶ سال پیشپری
5خوب که نه میتونم بگم عالی بود
۶ سال پیشریحانه
29این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
nasrin
26دلم برای ارامش سوخت...درسته که خیلی خشن هست.ولی به خاطر کارش اینطوری شده..وقتی گفت دلم میخواد جای خدمتکاران باشم واقعا ناراحت شدم براش..چون اون شاید به ظاهر همه چی داشته باشه.ولی پدر و مادر نداره...
۶ سال پیشK
15بیچاره آرامش خیلی دلم واسش سوخت تک و تنها موندع اونم رو به روی کی ؟ ...عموش😣
۶ سال پیشدخی بی قلب
8درست گفتم😁ارامش بلاخره از غرورش کم شد تو ماموریتش گیر میکنه برای همین از حامی کمک میخواد و..
۶ سال پیشگیسو
13بچه ها بس کنید دیگه خب پارته فصل که نیست براتون ۱۰ صفحه بزارن 😉😉
۶ سال پیشنرگس
13الان فقط به درد و لای آرامش گوش دادیم
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

من
18ماهرو خیلی نچسبه ایش کَنه همیشه هم چایی میاره فقط من نمیدونم چایی نبود میخواست چجوری نزدیک حامی بشه