پارت شصت و هفتم :

سریع حالت تهاجمی گرفت و گفت : نه نه قربون دستت. منو با اون دختره در ننداز.
الان ببرشو می ندازه به جونم. من هنوز از زندگیم سیر نشدم.

دستم را پشتش گذاشتم و گفتم ‌: نترس بابا من هستم. الانم توئه کاری نداره.
بیا تو.

کمی نرم شد اما گفت : نه بیخیال همینجا خوبه.
به زور هولش دادم داخل و گفتم : بیا تو مرد گنده.ببر تو قفسه.

با احتیاط راه می رفت و همه جا را می پایید. حق هم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    وا اون که از هستی خوشش میاد حامی هم میدونه بعد اینجا تو نخ یکی دیگه اس ؟ چه خبره واقعا دلش دریاست 😐 بعد حامی هم هیچی نمیگه و واکنشی نداره یا از دوستش مطمئن نیست میخواد به خواهرش نزدیک نشه

    ۴ ماه پیش
  • Aramesh

    3

    خوبه؛فقط پارتاش کمه😑

    ۵ سال پیش
  • آبان ماهی

    4

    ترو حدا عکسارو بروز کنید یا حد اقل اسمشون رو بگید خودمون بریم ببینیم چی میشه مگه 😢😢

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    14

    چرا قیافه آرامش رو تفسیر نمی کنه من می خوام بدونم چع شکلیه از نظر حامی قشنگه ؟ بد چرا حامی گفت بهترین لفظ برا ماهرو همون همکارع به نظر من بهترین لفظ براش همون ابجیه همینم زیاده واسه نزدیک بودنشون😥😰

    ۶ سال پیش
  • نسرین

    17

    عزیزم حامی گفت بهترین لفظ همکاره... چون دوست نداشت بگه ماهرو کلفت اینجاست و این ادب حامی رو نشون داده نه احساس *** 😑😑

    ۶ سال پیش
  • ثریا

    2

    پایان هر پارت عکس شخصیت های رمان رو گذاشتن

    ۶ سال پیش
  • ?

    1

    درسته پایان هر پارت عکس شخصیت ها هست بزنی روش بزرگ میشه دورباره کلیک کنی به حالت اولش برمیگرده

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    7

    خوب بود 👍

    ۶ سال پیش
  • المیرا

    19

    ای بابا نزدیک ۷۰ تا پارت شد عاشقانش کنید دیگع

    ۶ سال پیش
  • #0001

    9

    خوب نبود چیز خاصی پیش نیومد پارتا کمه همین با تشکر😐😑

    ۶ سال پیش
  • هلن

    12

    چشای ماهرو قهواییه خرمایی نیس اینم از سوتی😑

    ۶ سال پیش
  • گیسو ۴

    11

    عزیزم خرمایی خیلی نزدیک به قهوه ای روشنه 🙄

    ۶ سال پیش
  • hiva

    7

    مگه خرمایی و قهوه ای شبیه هم نیست ؟ جدی نیست؟😐😂

    ۶ سال پیش
  • صورتی

    5

    رمان خوبی هس تا اینجا همه پارت هارو پشت سرهم خوندم اما از امروز دیگه فقط روزی یه پارت میتونم بخونم چقدر حیف.

    ۶ سال پیش
  • Aram

    15

    خوب بود ♥️⛓️ فقط پارت ها کمه🥀

    ۶ سال پیش
  • سوگند

    7

    ب نظرم بهتره ک یکم با احساس تر باشه آرامش ..😕

    ۶ سال پیش
  • nasrin

    15

    به نظر من ماهرو به ارکان بیشتر میاد و امیدوارم که این ماهرو حرفی که حامی زد رو (وقتی که حامی معنی دار به ماهرو نگاه کرد و گفت اره خیلی«خوش میگذره»)رو خیلی جدی نگیرید😑😑

    ۶ سال پیش
  • فاطمه

    10

    وای چقد باحال بود مخصوصا اونجا که معنی دار گفت خوش میگذره😂منظورش به بلاهایی که سرش اومده بود😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • الهه زندگی

    21

    چقد حامی و آرکان ضایعن 😂😂

    ۶ سال پیش
  • پری

    18

    دست نویسنده درد نکنه امیدوارم هر جایی که هستند سالم وتندرست باشند

    ۶ سال پیش
  • دختر جنگل

    30

    فقط اونجایی که ارکان گفت این شکلی که نبود جراحی مراحی کرده فکر کرد آرامشه خیلی باحال بود

    ۶ سال پیش
  • دختر جنگل

    12

    دست نویسنده درد نکنه 🥀🌹🌹

    ۶ سال پیش
کپی شد!