به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت سی و پنجم :
صدای در اتاق و شنیدم.
به سرم چنگ زدم و چشمام و بستم.
سرم درد میکرد.
بازوم کشیده شد که از ترس جیغی زدم،
اونی که بازوم و گرفته بود هم زمان با جیغم چند ثانت به عقب پرت شد.
اما خودش و نگه داشت.
پاهاش و میدیدم دوباره به سمتم اومد.
موهام و با ترس کنار زدم و سرم و بلند کردم.
با دیدن هاردین،وحشت زده بلند شدم و به سمت در دوییدم.
تو یه ثانیه خودش و بهم رسوند و مقابلم ایستاد
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
***
1مرجان تو که داری مارو دق میدی ، کی عکس میذاری دل تو دلم نیست شخصیت ها رو ببینم
۵ سال پیشSayeh:)
3واییی عالیه مرجااان😍😍😍
۵ سال پیشSara
1والا منم بودم فک میکردم میخوان بخورنم لامصب خیلی ترسناکع💔💔 مرسی برای رمان زیبات قشنگم💙💜❤
۵ سال پیشسحر
5اووف ایجان چقدر خفن شدههه چقدر خوبهههانگار واقعا قبلا اتفاق افتاده عالیههه😍😍
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

موفرفری
0دارم فکر میکنم ب اینکه ایا رونی هم با گاز هاردین ب خون اشام تبدید شد؟ شبیه خاطرات یک خون اشام