به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت سی و ششم :
_اونا میدونن من کیم؟
سرش و بلند کرد و خیره به جمع بدون نگاه کردن به من گفت:
_معلومه!
لب گذیدم.نگاهم و چرخوندم ک با دیدن نگاه ریز شده و پر تمسخر هاردین هول شده چنگالم و برداشتم و یه تیکه مرغ فرو کردم تو دهنم.
سرش و زیر انداخت،میشد نیشخندش و واضح دید.
به زور لقمم و جوییدم.
فضای سردی بود.یه فضای اشرافی و عجیب.
همه از ده نوع قاشق چنگال واسه غذا خوردنشون استفاده میکردن!
_مÚ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Satira
0عالیههههههه
۳ سال پیشHana
9عرررررررر س باااااار پشمااااااام😂😂😂 حالا باهم هله دانه دانه دان هله یدانه یدانه هله ب طعم خون چقد جذابه جذابه😂 اصا غششششش جییییغ خیلی باحال و خفنه عاااااالی مااااچ بتون😋💋💗
۵ سال پیشسما
3یه سوال چرا پارت ۱۴ اونجا پارت ۲۵ اینجاست به من بگین چرا؟چرا هاننننننن 😩😩😩😩 یه فرق درست حسابی بین مون نمیزارین😒 رعایت کنید دیگه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

بستنی گوگوری
0نکنه منتظرن خوناشام شع