به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت سی و چهارم :
چند تا قطره خون روی لباش ریخت.
و چند تا بین چشای نیمه بازش.
چونش و کمی فشردم تا دهنش و باز کنه.
کلافه و مضطرب نالیدم:
_زود باش!
اما هنوز چشماش بسته بود.
کلافه چاقو رو برداشتم و دوباره رو دستم قرارش دادم.
نگاهم و به سقف دوختم و جیغ خفه ای کشیدم و این بار خراش بزرگ تر و عمیق تری ایجاد کردم.
سوزشش بیشتر بود.
با درد ساق دستم و کامل روی دهنش قرار دادم.
این بار خیلی خون
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
Leily
11هییییییی ، داشت میخورد دخملمو! میگمااا گازش گرفت خوناشام نشه. داشت فرار میکردا نه تنها گیر افتاد بلکه سوراخ سوراخ هم شد! پارتا عالییییییی بودن
۵ سال پیشnarges
8ولی واقعا پارت هیجانی و خوبی بود
۵ سال پیشnarges
8واقعا نباید این از خودگذشتگی رو در برابر یه خونشام میکرد نزدیک بود بمیره
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

N
7اینن پارتت عالییییی بودد