به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت سی و سوم :
رو زمین فرود اومدم.
پای راستم درد گرفت اما بی اهمیت به دردم
با درد به زانوم چنگ زدم، بلند شدم.
پام خیلی درد میکرد،اما مجبور بودم تا قبل این که متوجه بشن برم.
نگاهم و از نمای قدیمی و عجیب خونه گرفتم،
با سرعت شروع کردم به دوییدن.
سعی میکردم از بین درختا برم تا از دور دیده نشم.
با وجود درد پام فقط میدوییدم.
بلاخره باید یه راهی باشه تا از این جهنم فرار کرد.
دستم و به Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
MehrAna
4رونیااااا بپا نمیره ک خودم میکشمتتتتتت چجوری دلت اومد آخه؟ پسر ب این ماهی دیده بودین؟ 😍😍😍😢هاردین کراش نازنینم زود خوب شوووو😭 مرجان عالی بود دمت جیز❤
۵ سال پیش۰۰۰۰
6مرجان جون عکس شخصیت ها رو نمیذاری؟
۵ سال پیشHana
1وایی چقد خفن وقشنگ محشر بووووود اصا عااااالی😂😂😂هقققققق انتظار بسی سخت است من صبرر😂💔هاردییین...رونیااااااا..خووون..هذیون..بیهوشی..نور..وینیونسوسنسدینینین اصا صفااااااا..هیجاااان..ژااااان😋😂
۵ سال پیشnarges
5وای واقعا عالی بود
۵ سال پیشN
9منن حالاا چطوری تا جمعه وایسمم؟😐🥲
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

موفرفری
1خیلی خوشحالم ک رمان تمون شده و قرار نیس منتظر پارت بعدی باشم😬😂 خیلی خوبهههههه