شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و پنجاه و یک :
-می دونی چقدر آدم هست که له له اینو می زنن واسه یه لحظه هم که شده جای تو و آرامش باشن؟
این توفیق نصیب هر کسی نمیشه پسر.
نه توفیق شهادت، نه خدمت به ممکلت و دین.
باید خدا بهت نظر کنه.
یادت نره که خدا این فرصت رو در اختیار هر کسی قرار نمی ده.
دستی به شانه ام زد و گفت :
ولی بازم تکرار می کنم هیچ اجباری نیست که قبول کنی.
خدا بهت عقل داده، قدرت انتخاب داده.
تو مختاری هر مسیر
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
16خدایا خودت کمک کن حامی و فقط چیزیش نشه 😭😭😭😭😭😭🤲🤲🤲🤲😭😭
۵ سال پیشمحی
6رمانه ها😐😂 هر چی نویسنده بخواد میشه😕
۵ سال پیشچی بگم مثلا
4نویسنده جون عزیزت نگران حال خودت نیستی نگران حال ما باش حداقل من هر دفعه رمان تموم میکنم افسردگی میگیرم حالا غمگین باشه دیگه بدتر تو رو جدت تو فاز غم نرو تازه رو به راه شدم ها
۵ سال پیشرها
17منم با ( بنده خدا و بهار) موافقم رمان مثل قبل نیس یکمم غمگین شده😑
۵ سال پیش...
5چقد رمان لوس و مسخره شده. یعنی چی کیارش و مسعود و... توی بیست سال یه ماموریت انجام دادن بعد ارامش و حامی توی یک ماه دوتا ماموریت! بعدشم چطور کیارش و مسعود از تک تک این کارا خبر داشتن و کاری نکردن؟!
۵ سال پیش#_#
9یه ماموریت نبود که کلن هفت نفرن ک سه تاشون رو کیارش و دوستاش محو کردن چهارتا موند بر عهده آرامش
۵ سال پیش...
6واقعا شور این رمان رو در اوردین واقعا مسخره و لوس شده چطور کیارش و مسعود از نک به تک اینا خبر داشتن و تو بیست سال فقط یه ماموریت انجام دادن بعد حامی و ارامش توی یک ماه دو تا ماموریت!
۵ سال پیشفاطمه
18درست شومینه رمان متفاوت و فوق العاده قشنگیه ولی گاهی وقتا حس میکنم داره مسخره میشه مثلا همین پارت ک غمگین بود لطفا رمانو بیشتر عاشقانه اش کنید تا غمگین
۵ سال پیشMal
19اخر بچمو سر این ماموریت عن میکشن
۵ سال پیشM
24نویسنده ما حامی رو به تو میسپریم😟خودت یه کاری کن مثل روز اول بشه😶و اگه پایانش قراره تلخ باشه،از الان بگید تکلیف ما روشن بشه و الکی امید نداشته باشیم😐☹💔(من هنوز هم امیدوارم بچه دار بشن...😐)
۵ سال پیشبنده خدا
26ببین نویسنده جان توخواستی رمانتومتفاوت بنویسی وتاحدودی موفق شدی شورشو دراوردی مردم ازین نوع رمانا خوششون نمیاد اگه میخوایی پایانت تلخ باشه این چ وعضشه کاری کن قلب خاننده هات درد بیادن ن اینکه خسته بشن
۵ سال پیشBahar
24سلام،در حال حاضر نویسنده عزیز،داره مرگ تدریجی به شخصیت ها می ده، اول که ارامش که دیگه نمی تونه بچه دار بشه،دومم که حامی که احتملا دستشو از دست بده.این تازه2 تاش بود،بقیشم لابد ناقص العضو میشن
۵ سال پیش.
22مثلا قرار بود منتظر اتفاقات خوشایند باشیم فعلا ک هرچی اتفاق ناخوشایند داره میفته😂🤦 ♀️
۵ سال پیشریحانه
19توروخدا حامی چیزیش نشه اخییییییییییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
۵ سال پیشT
18خانم محترم مگه ما دخترها چمونه کع ماموریت نریم تو خودت رو باور نداری به ما مربوط نی چرا ارزش دخترها رو میاری پایین بنظر من هیچی تو این دنیا غیر ممکن نی
۵ سال پیشمعصومه
24خدا کنه دستشو قطع نکنن 😓🤕
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شادی
0ناموسا این دختره همون آرامش مغروره؟؟؟ واقعا عشق یه همچین چیزی گوهیه که آدم رو انقد عوض کنه؟!؟ :/