پارت دویست و پنجاه و یک :

-می دونی چقدر آدم هست که له له اینو می زنن واسه یه لحظه هم که شده جای تو و آرامش باشن؟
این توفیق نصیب هر کسی نمیشه پسر.
نه توفیق شهادت، نه خدمت به ممکلت و دین. 
باید خدا بهت نظر کنه. 
یادت نره که خدا این فرصت رو در اختیار هر کسی قرار نمی ده.
دستی به شانه ام زد و گفت :
ولی بازم تکرار می کنم هیچ اجباری نیست که قبول کنی.
خدا بهت عقل داده، قدرت انتخاب داده.
تو مختاری هر مسیر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادی

    0

    ناموسا این دختره همون آرامش مغروره؟؟؟ واقعا عشق یه همچین چیزی گوهیه که آدم رو انقد عوض کنه؟!؟ :/

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    16

    خدایا خودت کمک کن حامی و فقط چیزیش نشه 😭😭😭😭😭😭🤲🤲🤲🤲😭😭

    ۵ سال پیش
  • محی

    6

    رمانه ها😐😂 هر چی نویسنده بخواد میشه😕

    ۵ سال پیش
  • چی بگم مثلا

    4

    نویسنده جون عزیزت نگران حال خودت نیستی نگران حال ما باش حداقل من هر دفعه رمان تموم میکنم افسردگی میگیرم حالا غمگین باشه دیگه بدتر تو رو جدت تو فاز غم نرو تازه رو به راه شدم ها

    ۵ سال پیش
  • رها

    17

    منم با ( بنده خدا و بهار) موافقم رمان مثل قبل نیس یکمم غمگین شده😑

    ۵ سال پیش
  • ...

    5

    چقد رمان لوس و مسخره شده. یعنی چی کیارش و مسعود و... توی بیست سال یه ماموریت انجام دادن بعد ارامش و حامی توی یک ماه دوتا ماموریت! بعدشم چطور کیارش و مسعود از تک تک این کارا خبر داشتن و کاری نکردن؟!

    ۵ سال پیش
  • #_#

    9

    یه ماموریت نبود که کلن هفت نفرن ک سه تاشون رو کیارش و دوستاش محو کردن چهارتا موند بر عهده آرامش

    ۵ سال پیش
  • ...

    6

    واقعا شور این رمان رو در اوردین واقعا مسخره و لوس شده چطور کیارش و مسعود از نک به تک اینا خبر داشتن و تو بیست سال فقط یه ماموریت انجام دادن بعد حامی و ارامش توی یک ماه دو تا ماموریت!

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    18

    درست شومینه رمان متفاوت و فوق العاده قشنگیه ولی گاهی وقتا حس میکنم داره مسخره میشه مثلا همین پارت ک غمگین بود لطفا رمانو بیشتر عاشقانه اش کنید تا غمگین

    ۵ سال پیش
  • Mal

    19

    اخر بچمو سر این ماموریت عن میکشن

    ۵ سال پیش
  • M

    24

    نویسنده ما حامی رو به تو میسپریم😟خودت یه کاری کن مثل روز اول بشه😶و اگه پایانش قراره تلخ باشه،از الان بگید تکلیف ما روشن بشه و الکی امید نداشته باشیم😐☹💔(من هنوز هم امیدوارم بچه دار بشن...😐)

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    26

    ببین نویسنده جان توخواستی رمانتومتفاوت بنویسی وتاحدودی موفق شدی شورشو دراوردی مردم ازین نوع رمانا خوششون نمیاد اگه میخوایی پایانت تلخ باشه این چ وعضشه کاری کن قلب خاننده هات درد بیادن ن اینکه خسته بشن

    ۵ سال پیش
  • Bahar

    24

    سلام،در حال حاضر نویسنده عزیز،داره مرگ تدریجی به شخصیت ها می ده، اول که ارامش که دیگه نمی تونه بچه دار بشه،دومم که حامی که احتملا دستشو از دست بده.این تازه2 تاش بود،بقیشم لابد ناقص العضو میشن

    ۵ سال پیش
  • .

    22

    مثلا قرار بود منتظر اتفاقات خوشایند باشیم فعلا ک هرچی اتفاق ناخوشایند داره میفته😂🤦 ♀️

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    19

    توروخدا حامی چیزیش نشه اخییییییییییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۵ سال پیش
  • T

    18

    خانم محترم مگه ما دخترها چمونه کع ماموریت نریم تو خودت رو باور نداری به ما مربوط نی چرا ارزش دخترها رو میاری پایین بنظر من هیچی تو این دنیا غیر ممکن نی

    ۵ سال پیش
  • معصومه

    24

    خدا کنه دستشو قطع نکنن 😓🤕

    ۵ سال پیش
کپی شد!