شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و چهل و نهم :
حتی در هاله ای که پشت چشمان اشکی نیز زیبا بود و دلبر.
چرا نمی توانستم از او متنفر باشم؟
چرا با اینکه اولین نفری بود که در مقابلم ایستاده بود، نمی توانستم رهایش کنم؟
با انگشت شست، اشک هایی که داشتند روی صورتم می غلتیدند را پس زد و خم شد و بوسه ای روی گونه ام کاشت.
به صورتم خیره شد.
همانجایی که بخاطر ضرب دستش، کمی کبود شده بود.
با لحن گرفته ای گفت:
یخ نذاشتی؟
چند
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل
1یعنی دم و دستگاه اطلاعات ایران لَنگ آرامش بود؟هر زن دیگه ای میتونست جای آرامش این کارو انجام بده.چیز عجیبی نبود که فقط این 4 نفر باید انجام میدادن.بعد پدرش کارخونه و خونه رو از ارامش گرفت.عموش گاگوله که نفهمه آرامش زنده است؟با همون ماشین و اسم و رسم تو تهران زندگی میکنن مثلا مردن؟😐 اینا یکم ضعفه
۴ ماه پیشتینا
10وای حامی وای حامی چقدر خوش قلبه چقددر اخه چقدر واقعا مرده بخاطر ارامش دلبر حاضر شد هر کار ی کنه، خدا منو ببخشه قبلا خیلی فحشش دادم.
۵ سال پیشزهرا
14امیدوارم یا بچه دار بشم یا از پرورشگاه بیارن
۵ سال پیش....
8نمی دونم چرا من پرورشگاهی من دوست ندارم بچه خودش ون باشه که نشانه عشق شون باشه تیکی از وجودشون باش(نمی ونم چرا احساس می کنم با این نظر دیس لایک می خورم اما این نظر واقعی منه)
۵ سال پیشآهوو
4وقتی آرامش با بی رحمی تمام بچه اش رو سقط کرد گفتم خدا دیگه نسیبش نکنه مادر شدن رو چون هرچی فکر میکردم دیگه لایق مادر شدن نیست هر چند شرایط سخت ولی نباید از بچه اش میگذشت اونم بی خبر از پدرش..ولی الان
۵ سال پیشآهوو
16حامی گناه دارع این وسط چون بیخبر بود این همه عشق تو زندگیشون....به هر حال امید وارم بازم بچه درار شن و بنظرم همچین هم ماموریتش بزرگ نبودو این حرفا....همه چیز رمان خوبه یعنی عالیه
۵ سال پیشمهدیه
12وییییییی چرا حامی رو قضاوت کردمممممم. یه حامی بم بدید من برم . اگه همچین شوهری گیر میومد من کنیزیشو میکردم والا
۵ سال پیشنرگس
10L. D عزیز دقیقا گل گفتی، منم تو همین فکر بودم ماموریتشون بنظرم خیلیم ساده بود فقط پیاز داغشو زیاد کردن اخه برا *** اکبر شدن نیازی ب سه ماه وقت و سقط بچه نبود😂😕خورد ط پرم ناموصا
۵ سال پیشدرسا
42آخه مردی خوب تر از حامی هست اصن؟😍
۵ سال پیشTina
12نه بابا اصلا مثل حامی نیست تو دنیا 🥴منم میخواممم یه حامی 😅
۵ سال پیشدلارام
10راستش من هر رمانی خوندم اینجوری بود دکتر میگف نمیتونین بچه دار شید ولی بعدش مثلا چن ماه بد بچه دار میشدن😊امیدوارم اینم همینجوری باشه بنظرم همینطورم هست بچه دار میشن
۵ سال پیشL. D
13الان آرامش رفت چیکار کرد؟ این کار رو یه پلیس خانم خیلی عادی هم میتونست انجام بده و به نظرم هیچ نیازی به وجود توانایی های خاص که کیارش در وجودش دیده نبود اطلاعات خاصی هم که از طرف آرامش بهشون نرسید.
۵ سال پیشL. D
14فروش دخترها به خارجی ها تو خیلی جاها انجام میشه تو رمان های دیگه هم دیدیم و این ماموریت نیازی به این همه پنهان کاری و 20 سال زمان نداشت هیچ چیز خاصی هم نبود
۵ سال پیشM
7حامی پیلیز😂😂💔
۵ سال پیشزهرا
10منم یه حامی موخوام 😂😂
۵ سال پیشفاطمه
9حرفی ندارم فقط منتظرم ببینم آخرش چی میشه😇
۵ سال پیشMal
10واقعا دلم میخواد کله ارامش رو بکنم
۵ سال پیشنازنین
25خوب بود ولی کاش آخرش بچه دار بشن گناه دارن اینجوری
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1اصلا عشق و علاقه حامی برای من باور پذیر نیست مخصوصا اون داستانی که تو هتل تعریف کرد که کم کم عاشق شدم و فلان🤷🏻 ♀️ تمام مدت میگفت دلم سوخته هیج جای داستان علشق شدن حامی نبود مگر زمانی که تحت درمان قرار گرفت. پس عشقی نبود همون غریزه بود. تا هورمون اش فعال نشد عاشق نشد الان هم که انگار دین به گردنشه