به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت ده :
-اون خانوم و میبینی؟
سرم و چرخوندم...با اخم به زن زل زدم.
دستی به کت دامنش کشید و بهم نزدیک شد.
لبخند زد:
-سلام رونیا! میدونم الان دوسم نداری...ولی قول میدم...
با گریه جیغ زدم:
-اون مامان من نیست...مامان خودمو میخوام.
خانومِ لارن دستی به گردنِ باریکش کشید.
همه بچه های پرورشگاه میگفتن یه روز از لاغری زیاد میمیره.
-خانوم کانته من عذر میخوام یکم سرتقه گفته بودم ک...
زن
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

روژی
0عالی