به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت نهم :
گوشیش زنگ خورد.
از جیب جینش گوشی دراورد و بردش سمت گوشش.
-جوون!
خندم گرفت.
سام با خنده گفت:
-تو قلبتم!
باز خندیدم...نمیشد ب این بشر خندید.
-رو اون نیم کت زرده نشستم از پنجره تریا دیده میشه اره بیاین.
از جام بلند شدم.
-خب من برم دیگه..
گوشی و از گوشش دور کرد و متعجب نگاهم کرد:
-کجا؟ بشین الان بچه هام میان.
سر تکون دادم:
-نه دیگه حوصله ندارم هوا ام گرمه.
هم
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
موفرفری
0همه نظرات واسه ۴ سال پیشه :) چرا به این رمان ب این قشنگی کم توجهی شده مرجان:(((
۲ سال پیشTina
2عالی بود مثل همیشه😻🥶
۵ سال پیشYalda
6دوستان هر قسمت اینجا در اصل سه پارته گفته شد که اشتباه نکنید فکر کنید که قسمتایی که گذاشته میشه خیلی کمه🤗♥️
۵ سال پیشآرزو
7احساس میکنم تا پارت بعد من فسیل شدم ازبس زمان دیر میگذره، لاناتی🥲💔
۵ سال پیشLeily
4جیغغغغغغ چقدر خفن بووود پشم هایم از هم گسیخت لعنتی عالییییییییی بود مرسی ازت واقعا خسته نباشی
۵ سال پیشMehrana
4چه خفننننن چ مرموز😍😁✌ مثل همیشه عاااااااااااااااااالی بووووووووووود ایول✌✌❤
۵ سال پیشHana
5عررررررررررررررررر عرررررررررررر چققققد خفننننن پشمااااااااااام داره هیجانی میشع جییییییغ مرسی مرسی ماااچ بارون بتون😂😍😋😋😋😋💋💋💋💋
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

بستنی گوگوری
0خون آشامه دزدیدششش