شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت چهل و یک :
کمی با او حرف زدم و جویای احوال خانواده شدم.
ظاهرا همه چیز رو به راه بود اما مادرم می خواست زودتر به خانه برگردد.
به اینجای بحث که رسید گفتم : آرکان دمتم گرم بابت این مدت، ولی واسه همیشه که نمی تونن اونجا بمونن.
بالاخره باید برگردن.
آرکان گفت : منم نمی گم بر نمی گردن. می گم حداقل یه هفته بشه. خیالمون از بابت اون معین در به در راحت شه بعد برن.
تو هم که نیستی اصلا این ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
°~°
5سیفونو کشید روش 😂😂😂🤦🏻 ♀️ حامی گناه داره بدبخت . پارت ها رو بیشتر کنید . زود تموم میشن . عالیییییییی😉
۶ سال پیشبهار
5خیلی خوبه فقط لطفا پارت هارو طولانی تر کنید خیلی کمه و همینطور اگه میشه زود به زود پارت بزارید خیلی ممنونم❤❤
۶ سال پیشزهرا
3کاش زودتر پارت بزارین چون آدم یادش می ره واقعا
۶ سال پیشتانیا
6خوب بود ولی دلم برای حامی میسوزه گناه داره😑 ولطفا پارت های بیشتری بزارید
۶ سال پیشنازی
2خوب بود ولی کمه بیشترش کنید مرسی❤️❤️❤️
۶ سال پیشنسرین
21ممنون بابت رمان....مرسی از اینکه زود زود دارین پارت گذاری میکن
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

RAHAII
11چراااا این حامی اینقدددر پروئه!خوب وظیفه ات رو انجام بده تا چیز نشی دیگه عع!